راستی صبا جان آدم قهوه ای که میشه چه اتفاقهایی می افته؟ انجمن آزاد چه شکلیه؟راستش من هر موقع عضو انجمن آزاد شدم که نیاز به مشاوره خصوصی با آقای مدیر داشتم. بعدها فهمیدم که عه وا!!! می تونم برم بچرخم و تاپیک های ممنوعه رو بخونم(۲) صبا جان این رنگی شدی چه حسی داری؟ حستو میخرم.. برامون تعریف کنولی اصولا حسش نیست.
الان میخوام پرده از یک راز بزرگ بردارم!!! من هر موقع میام همدردی فقط یکی دو تا تاپیک رو میخونم و حتی تاپیک های دیگه رو باز هم نمیکنم؛ یعنی شاید چند خطشون رو خونده باشم قبلا، ولی دیگه سراغشون نمیرم. ممکنه یه روز یکی منو چک کنه 24 ساعت آنلاین باشم ولی عملا هیچ تاپیکی رو نمیخونم فقط میام یه نگاه میکنم میرم.
در مورد انجمن آزاد هم یکی دوبار به عنوان تماشاچی رفتم دیدم![]()
دیگه جونم براتون بگه که من از شهرت هم بیزارم، از اینکه انگشت نما بشمبعد حالا لباسم هم با شما فرق داره و احساسم اصلا خوب نیست
آره فضیه همون عیدی هاست ولی مقصد نهاییم انجمن آزاد بود و توفیق کاملا اختیاری بودنکته عیدانه های مدیر رو خواستی دو تا پله یکی کنی اشتباهی افتادی توی انجمن آزاد؟
اشکال نداره صبا جان توفیق اجباری بوده.
راستی فکور جان، در مورد خونه و بدقولی طرف معامله و وام ... ناراحت شدم ولی به این فکر کن که
1)شاید باید به حرف همسرتون باشید و تهران سرمایه گذاری کنید
2) شرایط فعلی شما آرزو و رویای خیلی هاست. درسته که همه سرمایه تون حاصل زحمت خودتون تو شهر غریب هست ولی می تونست مسیر زندگی تون به شکل دیگه ای باشه که این فرصت واستون فراهم نمیشد که حتی بخواین نتیجه زحمتتاتون رو ببینید.







ولی اصولا حسش نیست.
بعد حالا لباسم هم با شما فرق داره و احساسم اصلا خوب نیست



علاقه مندی ها (Bookmarks)