دوباره سلام
ازاین تاپیک خوشم اومده.اسمش هم انرژی دهنده ست!
فرشته جوون مطمئنم توخاطرات قشنگی داری که واسمون بنویسی پس حتما اینکاروکن
تقریبا یکسال پیش باخانواده خودم بدون همسرم رفتم خونه پدربزرگم.خونه ای که خاطرات بچگی ام رو اونجا رقم زدم.
پسرمو خوابوندم وبه یاد قدیم از در پشتی حیاط خونه پدربزرگم رفتم به باغ ومزرعه!نیم ساعتی پیاده روی کردم وبه یاد بچگی هام از گل وگیاه های مختلف چندشاخه ای چیدم ویه دسته گل درست کردم.پابرهنه رفتم توی آب جوی ای که نسبت به گذشته خیلی کم آبتر شده بود.خیلی خیلی روحیه مو شاد کرد.ودوست نداشتم برگردم به خونه!توی اون حال وهوا ویاد خاطرات قدیم لبخند طولانی ای رو توی صورتم ساخت.الان بعد ازیکسال هروقت یاد اون روز میفتم کلی ذوق میکنم.
دوستان عزیز این تاپیک رو دنبال کنید وپست بزارید ازلحظه های خوبتون.باور کنید انرژی شما به تک تک خواننده های این تاپیک میرسه
![]()








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)