به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    خانم یگانه زهرا ازتون خیلی ممنونم حرفاتون خیلی منطقی بود و آرامش داشت. پستتونو دیشب خوندم از مسافرت که منصرف شدم فکر کردم همون برم کوه و شکار که بعدش یکی دیگه از دوستان قانعم کرد برگردم امشب خونه.
    این چند روز تعطیلی هم خطرناکه نباشم پیشش ممکنه خانواده ش باز قصد کنن ببرنش جایی فکر کنن تنهاست که دیگه اونوقت واقعا خونشون گردن خودشون می افته.
    بابت تحلیلی که کردین ممنونم فکر میکردم منو نمیخواد اگه ناز کردنه که اشکالی نداره. حرفاتون به من یکم آرامش داد دیشب هم چون حس کردم شرایط من و اوضاع خانواده همسرم رو جوری که هست درک کردید هم چون اولین نفر بودین گفتین خانمم داره فقط ناز میکنه و به معنی نخواستنش نیست یکم خیالمو راحت کرد. ممنونم.

    مرسی جناب یه دوست عزیز. فاصله خونه من با خونه پدرخانمم الانم خیلی کم نیست ولی اگه منظورتون یه شهر دیگه ست با اینکه از نظر کاری حتی برای من راحت تره برم جنوب ایران زندگی کنم ولی بعیده خانمم رضایت بده. البته اگه مزاحمت ها و اذیت های خانواده ش ادامه پیدا کنن فکر میکنم باید همین کارو بکنم ولی مسلما خود بحث نقل مکان باعث مشاجره مون میشه. حق سکونت هم با خانمم هست.

    مرسی خانم پاییزه پستتون رو که دیشب خوندم یکم منو به فکر برد. ممکنه خستگی خانم من از این باشه که برخلاف من عادت به محیط های متشنج نداشته و اذیت شده. ولی خب دو طرفه بوده اون که طرف من جاشمعی چینی هم تاحالا پرت کرده جاخالی نمیدادم میخورده تو سرم. باز من حداقل چیزهای سبک تری طرفش پرت کردم ولی ظرف و کاسه هم چندبار اتفاق افتاده چون اون فرار میکنه منم نمیرم دنبالش که کار به زد و خورد نکشه. از راه دور میشه همین چیزی پرت کردن سمت همدیگه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط paiize نمایش پست ها
    من نمیدونم دقیقا چه اتفاقی افتاد.؟خانمتون شمارو درجریان نگذاشتن یا خانوادشون ازش خواستن اینکارو بکنه وبه اصرار بردنش!
    جریان اون شب این بود که من پنج شنبه رفتم خونه با دسته گل برای آشتی (از دعوای قبلی تازه دراومده بودیم) دیدم خونه نیست زنگ زدم بهش ریجکتم کرد مادرش پشتش زنگ زد بهم گفت رفتن ویلای عموش و به منم گفت بیا. به خودش پیام دادم با اجازه کی رفتی جواب نداد! اول تصمیم گرفتم نرم منتها نصفه شب دیدم نمیتونم خوابم نمیبره رفتم دنبالش و اونجا با پدر مادرش و یکی از عموهاش که داشت دخالت میکرد دعوام شد و برش گردوندم. تو ماشین ولی هی به من میگفت بخدا منو به زور آوردن و من نمیخواستم بیام گریه هم میکرد من یکم باورم شد! سه چهار روز بعدشم پدرش اومد ببرتش که اینجوری من آواره شدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط paiize نمایش پست ها
    مشکلتون باخانمتون الان فقط بیرون رفتن های سرخودش هست یامشکلات دیگه ای هم دارید؟لطفا موضوع دعواها روبگید.
    اختلافاتمون زیاده فقط بحث رفت و آمد و بیرون رفتنش نیست. من یه بحث رفت و آمدو خواستم دیگه این آخریا اینجا راه حل براش پیدا کنم که خیلی برام مهم بود که اونم نشد. کلا تو همه چی ریز و درشت مقاومت و لجبازی میکنه. موضوع دعواها مثلا: پست های اینستاگرامش، فعالیت زیادی در نت، موقع خواب چت کردن، دیر رسیدن من به مهمونی ها، خرید اشتباهی کردن من، خریدهای دور از خونه اون، پول میگیره برای یه چیزی بعد باهاش یه کار دیگه میکنه، جابجا کردن وسایلم، قایم کردن مدارک و بلیط هواپیمام برای شوخی!، برداشتن کیف پولم بدون اجازه، چرب کردن عمدی لباسی که باهاش داشتم میرفتم سر کار، با لباس نامناسب تو بالکن رفتنش، صحبت کردن بیخودی با پسر همسایه، تلفن زدن مداوم به حدی که اعصاب آدمو بهم میریزه با این حرف میزنه دو دقیقه بعد با نفر بعدی!، روزهای تعطیل نمیذاره بخوابم سر و صدا میکنه، دعوت کردن دوستاش روزهای تعطیل خونه مون، خونه کسانی که من نمیشناسم رفتن، بیرون رفتن من نصفه شب برای کمک به کسی، اگه با کسی دارم تلفنی صحبت میکنم خوشش نیاد مثلا تلویزیونو روشن میکنه صداشو از عمد خیلی میبره بالا که من نشنوم طرف چی میگه! دعوت کردن یه سری آدم هایی که من نمیخوام تو مهمونی هامون باشن، تنبلی کردن تو یادگیری چیزهایی که بهش میگم، کتاب براش میگیرم راجع به زندگی مشترک نمیخونه، فس فس کردن خیلی زیاد تو همه چی آشپزی، حموم، خرید، خواب، بیرون رفتن و...، قبل عروسی مخالفتی با یه سری نیازهای جنسی من نداشت الان برای همونا شدیدا مقاومت میکنه، کلا تو ناراحتی ها اولین چیزی که هدف میگیره رابطه جنسیه، شام درست نکردن، غذا نخوردن خودش، علی رغم میل من قرص ضدبارداری مصرف کردن، دیگه تا مسائل خیلی کوچیک هم هست در حد شامپو کف حموم ریختن. خیلی زیاده سر هرچیزی ممکنه دعوامون بشه. مشکلش اینه که در هیچ زمینه ای بهش ایراد نگیرم از اون طرفم خودش برای هرچیزی بتونه بهونه بگیره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها
    اما دقت کنید که حریم خصوصی شما کف خیابونه!
    متوجه منظورتون از این جمله نشدم! حریم خصوصی من کف خیابونه؟ یعنی اگه من دست زنمو تو خیابون بگیرم بکشم چون تو خیابونیم ملت میتونن بیان بگن چرا دست زنتو کشیدی؟؟؟ بعد با همین قاعده پیش بریم که من پس میتونم تو خونه م هر بلایی سرش بیارم چون حریم خصوصیه دیگه واقعا! اینطوری نیست
    اینکه چرا خانواده همسرم با من چپ هستن چون از من خوششون نمیاد نمیخواستن من دامادشون بشم قبل از اینکه من باهاشون کوچکترین سایشی پیدا کنم این مشکل رو پیدا کردن. اینکه چرا خوششون نمیاد به هزار و یک دلیله ساده ترینش اینه که به نظرشون سطح فرهنگ خانواده من در حد اعلی خانواده متشخص و وزین همسرم نبوده. جور اینکه پدرم کارگر و معتاد بوده رو من نباید بکشم. اینکه کجا به دنیا اومدم رو من تعیین نکردم اینکه پدر مادر بالا سرم نبوده و زندگی مجردی داشتم هم همینطور. اینکه فلان خواستگار چاه نفت داشته من نداشتم هم از کمی من نیست و به من هم ارتباطی نداره.
    من کلا یه بار جدی زدمش اونم در حد شکستگی استخون اصلا نبود!!! از کجا همچین برداشتی کردید؟ و خانواده ش هم متوجه نشدن و بهشون هم ربطی نداره چون در عقد دائم خودم بوده و اگه اون موقع پیش هر قاضی ای هم میرفتیم حقو به من میداد.
    اینکه من قدرت تاثیرگذاری روی همسرم ندارم هم نیازی به گفتن نداره ولی من نمیام اینجا مشکلم رو مطرح کنم که ضعفم رو بزنن تو سرم بگن میخواستی فلان قدرتو داشته باشی!!

    خانم مهتابان ممنونم. من وقتی به خانمهای اقوامم یا دوستام نگاه میکنم حس میکنم در حقم خیلی داره اجحاف میشه ولی وقتی میام اینجا حس میکنم گناه اصلی گردن منه. از دید مشاورم تقصیر گردن من نیست و خیلی هم خوب پیش رفتم از دید خانواده همسرم محکوم به اعدامم. حتی پدرم همون روز عروسی به من گفت قبل از اینکه بخواد مهریه شو بگیره ولت کنه بره بچه دار شو. اینا خودمم گیج میکنه که مقصر کیه و من چه حق و حقوقی دارم. برای همینم میگم کلا بحث تقصیر فاکتور گرفته بشه چون خودمم واقعا نمیدونم و نمیخوام ظالم و غیرمنصف باشم.
    دقیقا اینکه زن از خونه بره بدترین شکست واسه مرده. من حاضرم کلا زندگیمو ازش سوا کنم ولی اون از خونه م نره.

    ممنونم پرستو خانم متاسفانه غالب نگرانی من از همینه که چرا اجازه داده پدر مادرش در این حد وارد مسائل ما بشن و نکنه بخواد از این به بعد دعواهارو هم بهشون بگه.

    ممنونم سحر خانم از پیگیری و نظرتون. روانپزشکی که من پیشش میرم آقا هست.

    ممنونم خانم تانیا. من مذهبی نیستم به اون صورت ولی دلیل نمیشه نتونم از هر آیینی حتی بودایی نکته مثبتشو برداشت کنم! قانون ایران هم با توجه به همون احکام نوشته شده ارجاع من از این جهت بود نه مذهبی بودن/ نبودن خودم. باهاتون موافقم فعلا این مسئله بحث نشه بهتره چون الان کاربردی هم برای من نداره.

    نه ما تو کوچه درگیر و گلاویز که نشدیم ولی خب من عصبانی بودم و هلش دادم بره سوار ماشین بشه اونم ترسیده بود رفت صندلی عقب نشست. ولی به حالتی که کوبیده بشه جایی یا صدمه ببینه نبود هیچیش نشد اعتراضی هم نکرد.

    موارد شش گانه ای که ذکر کردید رو اصلا نمیتونم حدس بزنم کدومش ممکنه باشه! شاید فضای متشنج که خانم پاییزه گفتن. هرکدومش میشه. نمیتونم ذهنشو بخونم. باید بیاد بریم مشاوره خودش بگه چشه. امیدوارم در هیچ جهت منفی ای منقلب نشده باشه.
    مسافرتو دیشب خیلی بهش فکر کردم در عمل بعیده بتونم نگرانی نمیذاره. بخصوص که تعطیلیه ممکنه بخوان ببرنش. ترس من از پدر مادرشه بخوان ببرنش خودش که میدونم الان داره صفا هم میکنه خونه دست خودشه کلا هم آزاده.
    سفر کاری که شب بخوام بمونم از بعد عروسی نداشتم. معمولا برای پنج صبح بلیط میگیرم نهایتا یازده دوازده شبم میرسم خونه. تو اون بازه هم تنها نیست دیگه معمولا پیش دوست و فامیل و خانواده شه. کلا نمیشه زیاد به امید دلتنگیش موند دورش شلوغه.

    تصمیم گرفتم امشب برگردم خونه اتاقمو ازش سوا کنم بهش بگم فکر کن من هنوز هتل هستم. ببینم راضی میشه یا نه.

  2. 2 کاربر از پست مفید Amir A تشکرکرده اند .

    یگانه زهرا (دوشنبه 14 خرداد 97), صبا_2009 (یکشنبه 13 خرداد 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.