سلام. من تاپیک هاتونو دنبال کردم نمیخواستم براتون چیزی بنویسم چون احساس می کردم که در جایگاهی نیستم که به شما توصیه کنم. نظرات دوستان هم واقعا مثبت و تاثیر گذاره و می بینیم که شما بهشون عمل می کنید اما به نظر من شما تنهایی دارید تلاش می کنید و به خاطر اینه که زیاد نتیجه نمی گیرید. احساسی بودن بعضی از خانومه این طوریه که یه وقتایی به شدت در اوج احساساتن و یه وقتهایی که زندگی بهشون فشار میاره پشیمون می شن یا خسته می شن. به نظر من مشاوره رفتن برای هر دوی شما واجبه. من خودم تجربه کردم مشاوره حضوری دونفره ۱۸۰ درجه با این مشاوره ها فرق داره و موثر تره. من اخلاقیات خانوم شما رو نمی دونم ولی به عنوان یه خانوم که این قضیه برای خودم صدق می کنه بهتون میگم که ما خانوما تو زندگی گاهی اوقات محکم بودن و جدی بودن یک مردو بیشتر می پسندیم.البته منظورم از جدی بودن خشونت نیست اما همون طور که ملایمت و توجه رو دوست داریم یه جاهایی وقتی یه مرد محکم و راسخ جلومون وایمیسته نتیجه اش حتی از کلی دسته گلم بیشتره. حالا من که خودم این طوریم بقیه دوستانو نمی دونم. بهتون پیشنهاد میکنم برای همسرتون با عزم راسخ و جدیت تمام توضیح بدید که زندگی شامل یه سری خط قرمز ها و چهارچوباس که شما از اونا خارج شدید و وقتی این چهارچوبا شکسته میشه حرمت ها از بین میره و متاسفانه تا آخر همین طوری ادامه پیدا میکنه. مثلا من خودم خیلی از افراد مسن رو دیدم که با وجود نوه و نتیجه این چنین لجبازی ها و مشکلات پیش پا افتاده ای دارن که نمی تونن حلش کنن و بالاخره به جایی رسیدن که دارن فقط همدیگرو تحمل می کنن. اینارو به همسرتون توضیح بدین و اینو بهشون یادآوری کنید که چه راه سختی رو برای بهم رسیدن طی کردید و اگر شما رو دوست دارن و زندگی تون و دوست دارن برای حل مشکل باهاتون همراهی کنن. در بیشتر اوقات خانوم ها از مردها موثرترن و شما یه نفره از پسش بر نمیایید. امیدوارم که نظر مفید باشه براتون. امیدوارم مشکلتون حل شه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)