به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 02 تیر 97 [ 00:39]
    تاریخ عضویت
    1397-3-15
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    169
    سطح
    3
    Points: 169, Level: 3
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazaninIT نمایش پست ها
    سلام. این حرفاتون خیلی برام آشناس. حرفای دل خودمه. منم از وقتی عاشق شدم، طبع نویسندگی و شاعریم گل کرد و خیلی خلاق و هنرمندتر شدم در این زمینه ها. به همه چیز لطیف تر و عمیق تر و عاطفی تر نگاه می کردم و خیلی بیشتر از زندگی لذت می بردم. با وجود این که غم عشق همواره عذابم میداد، اما این حس رو دوست داشتم.
    الان چند ساله که این احساسات در من سرکوب شده چون سالهاست سعی کردم عاقل و منطقی باشم و عشق رو در خودم کشتم. بعضی وقتا میرم سر شعرا و نوشته هام و افسوس میخورم که چرا اینطور امیال درونیم در اوج نیاز و خواهش سرکوب شد و چرا شدم این آدم یک بعدی و معمولی امروز.
    سلام به شما و نوشته گرم و صمیمی تون و قلم روانتون....
    خب این تعقل هست که خیلی آزارم میده...
    شاید اگر تعقل نمیکردم که ایجاد و برقراری رابطه با اون خانوم ممکنه منجر به تحت تاثیر قرار گرفتن شرایط تحصیلی اوشون بشه و در واقع اسیب بزنم بهشون و بعدهم اینکه ایشون شرایطش با زندگی فردی مثل من نمیخونه ....احتمالا حداقل احساسم رو بهش گفته بودم و قاعدتا پاسخ ابراز احساساتم رو هم دریافت میکردم.
    و قسمت سخت مسئله زمانیکه من جسارت ابراز این احساس رو پیدا کرده بودم ولی دیگه دیر شده بود....
    و قسمت سخت تر مسئله برام اینه که بنظرم میاد مدتها قلبم در احاطه احساس قوی نسبت به اون خانوم بوده و این باعث شده نسبت به ارتباطهای جدیدم با افراد دیگه موفق و متمرکز عمل نکنم.
    و متاسفانه این چالش عقل و دل هم در دورانی که با دختر همدانشگاهیم درگیر شده بودم برام خیلی دردسر ساخت....نمیدونم علتش چیه شاید بقول یکی از دوستان علتش اینه که اون عقل ..عقل یک عاشق نیست
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazaninIT نمایش پست ها
    عشق در یک نگاه وجود داره و مسخره نیست. شاید خیلی وقتا به ثمر نرسه اما وجود داره.
    افسوس خوردن برای این که چرا از فرصت عاشقی استفاده نکردی و از دستش دادی فایده نداره..
    نمیدونید چقدر خوشحال شدم که یکنفر که دیگه هم هست که تجربه کرده و عمیقا درک میکنه احوالاتم رو... و سبکم میکنه.
    و تاپیکتون رو خوندم...
    مخصوصا خیالپردازی رو خوب توصیف کردین...چه سناریوهایی رو چیده بودم که چطور بار اول به ایشون برسم...کارم به نوشتن سناریوهای بعد ارتباط نرسید .... ما اندر خم یک کوچه ایم....
    و خیلی بهتون تبریک میگم که تونستید راجع به بیان احساساتتون با جسارت باشین...
    نمیدونم روزی خواهد رسید که این احساس قوی شما هم مثل من از درونتون پرواز بکنه یا نه....
    متاسفانه این موضوع رو هیچ وقت با تعقل و منطق نتونستم توجیه کنم ولی در رفتارهای بعدیم سعی کردم تمام کارهایی رو که میتونستم اجرا بکنم، انجام بدم تا در آینده برام حس "وقتی میتونستی چرا نکردی" پیش نیاد و شما تو زندگیتون این برگ برنده رو دارین...
    توصیه هاتون بوی پختگی میده و قوت قلب داره.
    این چند روز به یک مطلبی راجع به عشق برخوردم و کمی درگیر هضم اون هستم...
    یک مطلبی هست که من مقاله ش رو از دکتر هلاکویی خوندم حالا قصدم تایید و یا رد نوشته های ایشون نیست و جنبه ای که ایشون به مسئله پرداختن برام جدید بود وتا حدودی هم راجع به ارتباطهای دیگرم تقریبا به این نتیجه رسیده بودم...
    چکیده این هست : ماها در دوران ابتدایی پیش نویس زندگیمون رو نوشتیم و حتی فردی که میخوایم برای زندگی انتخاب کنیم از جنبه هایی تعریف کردیم و یکی ازین جنبه ها میتونه چهره باشه و ... و این چیزها میتونه منجر به پذیرفتن انی یک شخص به عنوان مطلوب بشه...ولی قسمت سخت تعریف ایشون در این هست که آدمهای سالم در دام عشق در یک نگاه نمی افتدند و حتما نقصی و مشکلی رو دارند با خودشون حمل میکنند....
    اینجا باید یک تبریک به دوستانی که اینطوری عاشق نشدند گفت که بدونند سالم هستند...
    حالا راجع به این موضوع در چالش هستم شاید زمانی نتیجه این چالش رو نوشتم...
    تو مطالب خارجی انواع عشقها رو بررسی میکنند و در واقع عشق مریض و ناقص رو infatuation و عشق مفید رو LOVE معرفی میکنند که سوای نوع ایجادشون ارتباط و نوع حس ایجاد شده رو میسنجند تا ببینند عشق ایجاد شده به چه خانواده ای تعلق داره.
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazaninIT نمایش پست ها
    در آخر فقط میگم گذشته و رویاهای گذشته رو بیخیال شو و بچسب به زندگی امروز. در گذشته زندگی کردن کار خوبی نیست و زندگی امروز رو خراب میکنه. امروز همسری داری که مال خودته و کنارته و عاقلانه انتخابش کردی نه عاشقانه، مادر بچه هات خواهد بود، تا آخر عمر همدمت خواهد بود.... این ها چیزاییه که امروز باارزشه. اینها بخش هایی از فصل سوم زندگیت هستن
    در ارتباط با همسرم که خیلی خوب برام نوشتین ...سعی کردم انتخاب عاقلانه ای داشته باشم و این حس عشق درونی رو دوباره تجربه کردم....
    اما درسی که گرفتم این بود که ادم عاشق بی اختیار دوست داره و بی اختیار میبخشه و بی اختیار محبت میکنه و بی اختیار میبوسه و بی اختیار همسرش رو لبریز میکنه ... ولی لحظات زیادی هست که انسان با اراده باید این عشق ورزیدن و دوست داشتن رو اجرا بکنه...و اگر نکنه ممکنه اون عشق بی اختیار دچار دستخوش بشه!
    همه ما میتونیم مجدد عاشق بشیم .... فقط جنس احساسها متفاوت خواهد بود و قابل قیاس باهم نیست..
    در کل ارزو دارم با انرژی باشین و همینطور صمیمی برای زندگیتون

  2. کاربر روبرو از پست مفید اقاکریم تشکرکرده است .

    nazaninIT (پنجشنبه 24 خرداد 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.