ممنون از راهنمایی شما دوست عزیز
به نکات واقعا مهمی اشاره کردین.مساله عصبانیتش زمینه ژنتیکی داره.چون پدرشون خیلی عصبی بودن و البته هنوز هم هستن.از هر مساله ای هم زود ناراحت میشن و دق و دلیش رو سر من خالی میکنن.جزو افراد سخت هم به حساب میان.یعنی کلا تمام موارد بالا رو داره.
در مورد اینکه ناراحتیمو نشون بدم و تعاملم رو کمتر کنم این راه رو هم رفتم ولی چون در طول روز این رفتار عصبانیتش و یا فحاشی و توهیناش و متلکاش وجود داره به همین دلیل این ناراحتی های من و یا تعامل کمتر داشتن دیگه خیلی زیاد میشد.مجبور بودم خیلی حرفا و توهینها رو ندید حساب کنم در غیر اینصورت کل ماه رو باید باهاش سرسنگین بودم.
در مورد کم کردن عصبانیتش حقیقتا همه رفتاری رو نشون دادم ولی خودش حس میکرد که من دارم کوتاه میام و بخاطر بدتر شدن موضوع حرفی نمیزنم بعدها از رفتارم خیلی سو استفاده کرد و حتی جرات این رو پیدا کرد که توی جمع چنین رفتاری نسبت به من نشون بده و من باز سعی میکردم توی جمع اوضاع رو کنترل کنم ولی در واقع از درون خیلی اذیت میشدم.
شوهر من اصلا احساس زندگی دو نفره نداره؛اصلا آبرو دار نیست.جلوی همه هر رفتاری رو نشون میده و این منو آزار میده.خیلی باهاش با خوبی صحبت کردم ولی فایده ای نداشت.مشکل من فقط عصبانیت و کتک زدن و ... نیست.مشکل من شخصیت بچه گانش و مسولیت نپذیری و خیلی چیزای دیگه هم هست.