هدیه و آرام عزیز، چه خوب که بعد از مدتها نوشتید و خوشحالترم که برای من بود. باعث دلگرمی و سهم منه برای حال خوب امشبم. 
هدیه، شنیدن تجربیات مشابه عالیه. ممنون
آرام عزیز نوشتهاید که :
موضوع اصلی شما آن چیزی نیست که در عنوان تاپیک مطرح کردید. پس ابتدا باید ریشه اصلی مسئله شناسایی بشه.
کاش شفافتر برداشت خودتون رو میگفتید. 
بله، متاسفانه و با کمال شرمندگی کمالگرا هستم، کنترلگرا هم همینطور، منفعل در زمینه ارتباط کلامی، بله هستم. هوش کلامی من احتیاج به ارتقای شدید داره
و خودم بهش واقفم، شاید عدم توانایی در کنترل موقعیت هایی که از ابتدای تاپیک شرح دادم، از همین جا نشات بگیره و نداشتن زبان مشترک در رتبه بعدی از نظر اهمیت باشه.
و آیا خانم آویژه به همه ابعاد موضوع به درک واقعی رسیده یا نه ! ...
گمان میکنید در من تردیدی هست که باعث نوشتن این تاپیک شده؟
خلاصه همه اون ده سال شاید بشه این جمله :«بچهدار شدن اخلاقی نیست».
چرا نگران دیر شدن باشم؟! به هر حال هر وقت احساس کردم میتونم خیلی والد خوبی باشم، بچههای زیادی بدون خانواده هستند، میتونم یکی از همونها رو بزرگ کنم. سختتر هست قطعا، ولی فرق چندانی نداره.
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
علاقه مندی ها (Bookmarks)