با سلام و عرض اداب و احترام
با توجه به سن شما و تجربه زندگی که داشتید خیلی خوشحال می شوم این یک نفری که این نوشته باعث ازدواج آگاهانه اش شود خود شما باشید.
شما در زندگی قبلی ازدواج ناآگاهانه داشتید چون به جای مطالعه ، کسب آگاهی و مشاوره، بر فرایند ذهنی خود متمرکز بودید که اتفاقا اکنون هم همین فرایند پابرجاست.
یعنی در آن موقع ناآگاهانه ازدواج کردید چون به قول خودتون متمرکز بر رفع مسائل جنسی بوده است. و اکنون هم طبق گفته خودتون عشق (که معنی اصلی اش تاکید روی نیاز جنسی در یک نفر به خصوص هست.) یا همان مسئله جنسی شما را به دنبال خود می کشد.
اما ازدواج آگاهانه طبق نظریات روانشناسی متمرکز بر معیارها، مهارتها و آگاهی ها و خودکنترل گری هاست و نقش احساس (بخوانید عشق های شدید احساسی) در آنها باید کمرنگ و تحت کنترل باشد.
لطفا کتاب ذیل را تهیه و مطالعه فرمایید
عنوان کتاب:عشق هرگز کافی نیست
با خواندن این کتاب که تخصصی و علمی و توسط آرون بک تهیه گردیده است ،متوجه می شوید که زندگی عاقلانه یکی از انتخابهای اصلی یک انسان هست که به خواست شما نزدیکتر هست و با پذیرفتن به اینکه عشق هرگز کافی نیست آینده انسان تحت تاثیر مثبت این انتخاب آگاهانه قرار می گیرد.
یعنی اگر متوجه شویم که عشق به تنهایی کافی نیست راه نجات ماست و راه هلاکت و اشتباه در ازدواج همین عنوان اشتباهی هست که شما انتخاب کرده اید یعنی:
زندگی ..عشق ودیگر هیچ
البته ما روانشناسان این را می دانیم کسی که دچار این خطای شناختی و اشتباه شود احساساتش غالب بوده و آمادگی شنیدن راه صحیح و نصیحت و روش درست را ندارد. همانگونه که خود هم اعتراف کرده اید:
به هر حال چون ما در تالار همدردی مسئول هستیم که درست را بگوییم و راهنمایی صحیح را قرار دهیم حتی اگر مراجعی بر مسیر خود اصرار داشته باشد، ناچار شدم که این پست را بگذارم حتی اگر شما بر نتابید یا انتخاب خود را پیشاپیش کرده باشید.
شاید نفرات دیگری به جز شما بتوانند از این نوشته شما بهره ببرند و دچار ازدواجی خالی از مهارت و آگاهی و بر اساس احساسات نشوند.











علاقه مندی ها (Bookmarks)