به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 مرداد 97 [ 06:56]
    تاریخ عضویت
    1397-2-28
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    176
    سطح
    3
    Points: 176, Level: 3
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 45.0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    7

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقن نميدونم چجوري بايد ازتون تشكر كنم.يه چنتا مورد رو اصلاح ميكنم:اوليش اينكه من تا ٢ سال پيش،روابط متعددي داشتم و بجز توي يكيش كه اولين تجربه ي دوست داشتنم بود و نهايتا هم ضربه بزرگي بهم زد،توي بقيش احساسي دخيل نبود و برا همينم هيچ اسيبي بهم نميرسيد.پس هم تجربه ي تموم كردن رابطه رو خيلي زياد دارم و هم تجربه ي ضربه ي روحي خوردن رو.منتها پس از مدتها بازم دلم به يكي احساس پيدا كرده بود ك متاسفانه يه اخلاقاي بد خاصي داشت ولي هرزمان كه حضورا كنار هم بوديم،من كاملا علاقش رو حس ميكردم.از بابت نظر شيدا خانوم،درسته من روانشناس و ... نيستم ولي خب بخاطر علاقم ميخواستم تو روزاي سخت كنارشون باشم.يه جورايي خودمو كه جاش ميذاشتم،دلم ميخواست با وجود تمام سختيام بازم يكي مث كوه پشتم باشه و هرجوري باشم دوستم داشته باشه تا بحران رو رد كنم.ادم دلش ميخواد وقتي حتي خودش حوصله خودشو نداره،يكي باشه.ميدونم شايد واقن احمقانه بنظر بياد اين اخلاقم ...
    راجب فرمايش اقا هادي،منظور من از ضعف،توي فهم اين شرايط خاص بوده ك براي ايشون بوجود اومده.چون براي خودم همچين چيزي پيش نيومده و نميدونم مديريتش چجوريه و ايا افراد فاصله ميگيرن و حتي ممكنه بخاطر حرف نزدن با كسي و خالي نشدن،نياز ب روانشناس داشته باشن يا نه.و اينكه از من ايا كاري بر مياد؟كه فرمودين در حد دلداري و قوت قلب كافيه.
    مورد اخر هم تمام چيزايي ك گفتم(تا قبل از ايجاد مشكل)،جزو اخلاقشون بوده نه اينكه مشكل رواني داشته باشه و اينها... ك فكر ميكنم ب اشتباه برداشت شد.درواقه بطور ناگهاني يه مشكل خيلي بزرگي براي خانوادش پيش اومده كه ضربه روحي بزرگي بهش زده و براي اين بود ك به روانشناس نياز داشت تا بتونه درباره به حالت عادي برگرده و خيلي هم زمانبر نيست.يه چيزي مثل از دست دادن يه عزيز كه ضربه ناگهاني خيلي بزرگي رو به هر شخصي ميزنه.راستش اين خانوم معياراي خوب زيادي داشت براي همين گه گاهي ب ازدواج هم فكر ميكردم كه ٢-٣ سال ديگه بعده مدركم اينكارو انجام بدم ولي خب رفتارايي كه گفتم يه كم منو به ترديد انداخت اما بازم دلم ميگفت شايد شرايط اينجور ايجاب كرده و ممكنه در اينده وضع بهتر بشه... حتي شخصيت و تفكرات ادما ميتونه تغيير كنه بخصوص توي اين سنين(من خودم تفكرات خودمو كه ١-٢ سال پيش داشتم اصلاااا قبول ندارم). و خب علاقم ب ايشونم كه نبايد اين وسط فراموش كرد.
    در نهايت اگه باتوجه به اطلاعات تكميلي اي ك دادم نظر جديدي دارين خوشحال ميشم بدونم وگرنه،به احتمال خيلي زياد به حرفتون عمل ميكنم و عليرغم ميل باطنيم رابطه رو تموم ميكنم.چون هرچند من خودم اطلاعات بيشتري از رابطمون دارم و تصميم گيرنده نهايي ام اما تصميم من هرچقدرم عقلاني باشه،بازم احساس قاطيشه اما شما نظرتون عقلانيه محضه و بخصوص اينكه تجربتون هم بهرحال بيشتره.بازهم خيلي خيلي ممنونم از نظرات و كمكاي همگيتون اگرهم توصيه بيشتر يا نظر جديدي داشتين خيلي ممنون ميشم بفرمايين.پيروز باشيد
    ویرایش توسط Ahmad1375 : سه شنبه 12 تیر 97 در ساعت 10:30


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.