
نوشته اصلی توسط
امیر مسعود
سلام
با توجه به تاپيك قبلى كه از شما به خاطر دارم فكر ميكنم شما شديدا مهر طلب باشيد و با اين تصميم هم دنبال پاسخ به اين نيازتون باشيد تا طلاق،
اگه اين پيشنهاد رو به شوهرتون بديد و اونم موافقت كنه ( به هر دليلى حتى از روى لجبازى و غرور ) يه درگيرى ذهنى خواهيد داشت كه چند سال از عمرم رو با اين نامرد بى معرفت هدر دادم
اگه هم مخالفت كنه ميگيد اين آدم نرمالى نيست ميخاد با اين كارا منو دق بده
هر دو جواب شما رو به هم ميريزه چون شما انتظار داريد با مطرح كردن اين موضوع يه نقطه عطفى تو زندگيتون شكل بگيره و از شوهرتون محبت بگيريد.
پس تا وقتى كه به حالت عادى و نرمال نرسيديد به فكر طلاق نباشيد
پيشنهاد ميكنم يه برنامه چند ماهه بريزيد و سعى كنيد و سهم ساير عزيزانتون براى كمك و پاسخ به اين نياز رو بيشتر كنيد . و از هر كس به اندازه توان و روحياتش انتظار داشته باشيد
مثلا اگه خواهرتون تو هفته بيشتر از يه نصف روز رو نميتونه برا شما وقت بزاره به همون اندازه براش سهم قائل شيد.
به هر حال چه شما طلاق بگيريدچه نه بايد به اين نيازتون پاسخ بديد حداقلش با اين روش با زندگى بعد طلاق كمى خودتون وفق ميديد
هم كمتر آسيب ميبينيد
و از همه مهمتر اينكه مطمئن ميشيد كه طلاق راهكار مناسبى بوده و يه تصميم هيجانى و احساسى نبوده.
البته شايد اين مشكل قسمتيش به شما برگرده كه نميتونيد محبت دريافت كنيد و با كمترين بى محلى بهم ميريزيد.
شوهرتون چرا فكر ميكنه شما مادر خوبى نميشيد ؟
من قبلا هم گفتم يكى از ايرادات شما اينكه همه چيز رو ميريزيد تو خودتون بعد كه تحملتون تموم شد اون مشكلات منفجر ميشن .
مشكلاتتون رو ريز كنيد جداگانه براش دنبال راهكار باشيد .
يه تاپيك قبلا داشتيد و دنبال هدف و انگيزه براى ادامه زندگى بوديد به چه جمع بندى رسيديد ؟ يعنى تو ازدواج دنبال چى بوديد و اگه طلاق بگيريد به اون اهداف ميرسيد ؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)