من خودم چادری هستم و حجابم رو خودم انتخاب کردم .تا قبل از هیجده سالگی و قبل از ورود به دانشگاه از چادر استفاده نمیکردم.اما بعدا به این نتیجه رسیدم که چادر برام بهترین پوششه.میدونید چرا؟این طوری راحت تر میتونم کارامو تو جامعه انجام بدم و راحتر میتونم فعالیت داشته باشم.این طوری وقتی از خیابون رد میشم از نگاهای بد و اذیت کننده در امانم و این خیلی به آرامشم کمک میکند .این طوری میدونم که وقتی به خاطر کاری مثلا به اداره ای میروم با من به عنوان یک انسان رفتار میشود نه بعنوان یک خانم .با چادر من میدونم که(انسان بودن و عقلم)بر(خانم )بودنم تقدم دارد واین عقلم و من خودیم است که مهم جلوه میکند نه جسمم.{من فقط چادر را حجاب کامل نمیدونم .بلکه حجاب به نظر من این است که چیزی بپوشی .رفتاری داشته باشیو... که جلوه توجه نکند اما چون بهترین کسی که از زندگیش خبر دارم و میتونم مثال بزنم خودمم.به خاطر همین اینجا از چادر نام بردم .اما باز هم تاکید میکنم حجاب فقط چادر( نیست).}.البته اگر حجاب داشته باشی یک نتیجه ی فرعی هم دارد و آن این است که کاملا میتوانی مردان هوس باز را از مردان خوب تفکیک کنی .مثلا وقتی وارد مغازهای میشوی و میبینی مغازه دار با یک خانم خیلی بد حجاب چقدر خوب و با چه چه و جون و قربون صدقه و.....حرف میزند و با تویی که حجابت کامل است یا چادر سرت کردی{البته باز تاکید میکنم حجاب از نظر من جلوه توجه نکردن است نه چادر و یا چیز دیگر}حتی بزور جواب سلامت را میدهد .متوجه میشوی که آن مرد چه جور آدمی است واگر کلاهت هم در اون مغازه بیفته برای برداشتنش هم پاتو تو اون مغازه نمیزاری. در کل من به یک نتیجه ای رسیدم و آن اینکه هر مردی که با حجاب خانم ها مخالف است .......است. و گر نه چه معنایی دارد در این دنیای ما انسان ها. که خودخواهی بیداد میکند و هیچ کس حاضر نیست برای دیگری کاری انجام دهد .شما فکر میکنید آقایانی که برای رفاه خانم ها شعار آزادی زنان سر میدهند واقعا برای خانم هاست یا برای راحت تر چشم چرانی خودشان.............گرد آفرید تو نوشته هات احساس کردم حجاب را فقط مخصوص جهان سومی ها میدانی(و یه جورایی مخالف پیشرفت )اما میدونی نظرت شبیه کیه؟شبیه شاه پهلوی اون هم همین نظر رو داشت به خاطر همین دستور داد چادر ها را از سر زنان بکشند اما این امر نه تنها باعث پیشرفت و ترقی پهلوی نشد بلکه باعث رکود و انقراض و نابودی ان شد و اگر کشورهای دیگه پیشرفت کردنند .به خاطر بودن یا نبودن حجاب نیست .بلکه به چیزای دیگر مربوط میشود.(شاید نظرت با فروید و فرویدیسم یکی باشد.که سعی میکنم ان را هم در متن های بعدی توضیح بدم.)نمی دونم چرا اما احساس کردم از آن دسته آدم هایی هستی که همه چیز را میخواهند با عقل و منطق اثبات کنند اما بعضی چیزها (مثلا خدا یا بعضی مفاهیم حجاب و......)فراتر از عقل و منطقند و برای اثبات آنها علاوه بر عقل و منطق باید از حس های دیگر که خدا در ما به ودیعه گذاشته کمک بگیریم.آن دسته از نویسندگان یا بزرگانی که خواستند خدا را با عقل ثابت کنند همگی به پوچی رسیدند و خود کشی کردند .اگر تو هم همین اخلاق را داری بهت کتاب روی ماه خدا را ببوس را پیشنهاد میکنم .البته اگر نظرم درست باشه (البته اگر)کمکت خواهد کرد .و من فکر میکنم تو هیچ اشکالی بین دوستی پسر با دختر نمیدانی اگر این چنین است حتما نامه ی بابا مونو به دختراش بخوان.حتما نظرت .عوض میشود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)