به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 مهر 97 [ 22:46]
    تاریخ عضویت
    1396-7-21
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    1,358
    سطح
    20
    Points: 1,358, Level: 20
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 90 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    خیلی سادست... "این خانوم" از این زندگی راضی نیست... حالا چندین و چند دلیل میتونه داشته باشه
    1) ممکنه حسی که به شما داره فقط یه دوس داشتن معمولی باشه نه عشق"
    2) مورد بعدی اینه که من در اکثر موارد دیدم بعد از ازدواج یه برهه زمان افسردگی برا یه سری پیش میاد چه مرد چه زن.... حس میکنه انتخابش درست نیست. یا مثلا چیزی که میخواد نیست...
    الان یکی از دوستام با اینکه بیشتر از یه سال از عروسیش میگذره هنوزم حالش بده.... حرفاش پر از تناقضه... فهمیدم حس شور و شوق به اون زندگی رو نداره....
    و این خیلی بده. حتی بهش توصیه کردم تا حالش خوب نشده بچه دار نشه. چون این همه بچه طلاق انصاف نیست....
    3) نمیخواستم اینو بگم ولی ادم راحتی ام هدفمم جز کمک چیزی نیست. برا تموم دوستان....
    ببینید خانوم شما قبل از اشنایی با شما کسی تو زندگیش بوده؟ یه عشق ناکام؟؟؟؟؟؟ اکثثر موارد اقا یا خانوم بعد تا عروسی کلی ذوق و شوق داره.... تو فضای مجازی جار میزنه ازدواج کرده
    برا عروسی خوشحاله اما به محض رفتن زیر یه سقف بی قراری شروع میشه. چون قبلا دلش رو جایی جا گذاشته.... و این بدترین درده.... اگه مورد سوم باشه
    که انشالله نیست. باید بهش زمان بدیدتا خودش رو پیدا کنه. تا تصمیم بگیره
    حتی میتونید مثل یه دوست خوب پایه حرفاش باشید... چه اشکالی داره همسر ادم بشینه از غمش بگه حتی اگه اون حس قدیمی به دیگری باشه. نه نه من ادم بی غیرتی نیستم برعکس فوق العاده روشن فکرم. شاید خییل ها باهام مخالف باشن اما اینا عقیده منه میتونید مث من نباشید. ولی من معنقدم انسان بودن خیلی از بهتر انسان نما ولی حیوان بودنه....
    میشه مث یه دوست ناب نشست کنارش و بهش اطمینان داد که به تموم حرفاش گوش میدید. اتفاقا ابن میتونه شمارو تو ذهنش به یه ادم خاص تبدیل کنه.
    یه ادم که همیشه میشه بهش اعتماد کرد.
    و راه حلی که من میدم اینه که:
    ببین شما باید کمی هنر به خرج بدی. اگه اون زنو دوس داری اگه عاشقشی اگه میخوای باهات بمونه.... پس نباید تسلیم شی... بذار کج خلقی کنه. صبوری کن... هی با خودت تکرار کن قراره بعنوان یه پزشک یه نفرو درمان کنی... پزشک تا صبور نباشه نمیتونه برا بیمار کاری کنه. پزشک بودن به مدرک و سالهای طولانی درس خوندن نیست. میشه تو خونه هامونم پزشک باشیم.

    حالا شما: با این هنری که به خرج میدی باید اونو عاشق کنی... دوس داشتن خالی قبول نیست...
    نباید براش تکراری باشی. خییلی نزدیک نشو... خیلی هم دور نباش...
    ادما با خیلی دور بودن بی احساس میشن و با خییل نزدیک بودن بی حس...
    هنر عاشق کردن رو یاد بگیرید
    موفق باشید
    ویرایش توسط dr-samira : یکشنبه 31 تیر 97 در ساعت 00:28

  2. 2 کاربر از پست مفید dr-samira تشکرکرده اند .

    Happy.girl.69 (یکشنبه 31 تیر 97), morteza_bn (پنجشنبه 04 مرداد 97)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 مرداد 97 [ 09:55]
    تاریخ عضویت
    1397-4-30
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    135
    سطح
    2
    Points: 135, Level: 2
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط dr-samira نمایش پست ها
    سلام.
    خیلی سادست... "این خانوم" از این زندگی راضی نیست... حالا چندین و چند دلیل میتونه داشته باشه
    1) ممکنه حسی که به شما داره فقط یه دوس داشتن معمولی باشه نه عشق"
    2) مورد بعدی اینه که من در اکثر موارد دیدم بعد از ازدواج یه برهه زمان افسردگی برا یه سری پیش میاد چه مرد چه زن.... حس میکنه انتخابش درست نیست. یا مثلا چیزی که میخواد نیست...
    الان یکی از دوستام با اینکه بیشتر از یه سال از عروسیش میگذره هنوزم حالش بده.... حرفاش پر از تناقضه... فهمیدم حس شور و شوق به اون زندگی رو نداره....
    و این خیلی بده. حتی بهش توصیه کردم تا حالش خوب نشده بچه دار نشه. چون این همه بچه طلاق انصاف نیست....
    3) نمیخواستم اینو بگم ولی ادم راحتی ام هدفمم جز کمک چیزی نیست. برا تموم دوستان....
    ببینید خانوم شما قبل از اشنایی با شما کسی تو زندگیش بوده؟ یه عشق ناکام؟؟؟؟؟؟ اکثثر موارد اقا یا خانوم بعد تا عروسی کلی ذوق و شوق داره.... تو فضای مجازی جار میزنه ازدواج کرده
    برا عروسی خوشحاله اما به محض رفتن زیر یه سقف بی قراری شروع میشه. چون قبلا دلش رو جایی جا گذاشته.... و این بدترین درده.... اگه مورد سوم باشه
    که انشالله نیست. باید بهش زمان بدیدتا خودش رو پیدا کنه. تا تصمیم بگیره
    حتی میتونید مثل یه دوست خوب پایه حرفاش باشید... چه اشکالی داره همسر ادم بشینه از غمش بگه حتی اگه اون حس قدیمی به دیگری باشه. نه نه من ادم بی غیرتی نیستم برعکس فوق العاده روشن فکرم. شاید خییل ها باهام مخالف باشن اما اینا عقیده منه میتونید مث من نباشید. ولی من معنقدم انسان بودن خیلی از بهتر انسان نما ولی حیوان بودنه....
    میشه مث یه دوست ناب نشست کنارش و بهش اطمینان داد که به تموم حرفاش گوش میدید. اتفاقا ابن میتونه شمارو تو ذهنش به یه ادم خاص تبدیل کنه.
    یه ادم که همیشه میشه بهش اعتماد کرد.
    و راه حلی که من میدم اینه که:
    ببین شما باید کمی هنر به خرج بدی. اگه اون زنو دوس داری اگه عاشقشی اگه میخوای باهات بمونه.... پس نباید تسلیم شی... بذار کج خلقی کنه. صبوری کن... هی با خودت تکرار کن قراره بعنوان یه پزشک یه نفرو درمان کنی... پزشک تا صبور نباشه نمیتونه برا بیمار کاری کنه. پزشک بودن به مدرک و سالهای طولانی درس خوندن نیست. میشه تو خونه هامونم پزشک باشیم.

    حالا شما: با این هنری که به خرج میدی باید اونو عاشق کنی... دوس داشتن خالی قبول نیست...
    نباید براش تکراری باشی. خییلی نزدیک نشو... خیلی هم دور نباش...
    ادما با خیلی دور بودن بی احساس میشن و با خییل نزدیک بودن بی حس...
    هنر عاشق کردن رو یاد بگیرید
    موفق باشید
    ممنونم از حرفاتون واقعا خوب بود.تلاش میکنم این هنر رو یاد بگیرم.من فکر میکردم خیلی باید بهش نزدیک بشم و همیشه کنارش باشم.شاید اشتباه من این بوده.
    همسر من یه مردادیه مستقل هست و اصلا به هیچ کس وابسته نیست و من همیشه تلاش میکردم به خودم وابستش کنم چون یه زن وابسته رو دوس داشتم ولی نشد و بدتر شد.
    اینم بگم میدونم که کسی تو زندگیش نبوده و دلبسته کسی نشده.
    من سعی میکنم یه مردی باشم که همه جوره تامینش کنم.مثلا بهش میگم هر کاری دوس داری بکن من کنارتم و کمکت میکنم اگه میخوای درس بخونی.اگه میخوای کار بکنی . اگه میخوای تفریح کنی . میخوای خرید کنی. همه جوره من هستم و هرچی بخوای بهت میدم پول ، وقت ، عشق ،....
    ولی باز میگه تو به حرفم گوش نمیدی .
    ازم میخواد یه مرد باکلاس با ابهت که سرش خیلی شلوغ باشه و تلاشش زیاد باشه و درآمدش بالا باشه و در عین حال مطیعش باشم.البته این ویژگی ها رو بهم نگفته و خودم حس کردم.
    خوب به دست آوردن اینا یه دفعه واقعا سخته و باید مرحله به مرحله به همش برسم.
    تا بهش میگم بیا بریم مسافرت میگه تو همش به فکر خوش گذرونی هستی و به فکر زندگی نیستی
    بهش میگم خوب تفریحم جزیی از زندگیه و میگه برا تفریح وقت زیاد ما باید الان تلاش کنیم و کار کنیم و ولخرجی نکنیم!!
    من اصلا اینجور تصوری از زندگی ندارم و هیچ وقت زندگیم رو فدتی کار نکردم و همیشه سعی کردم از اوقاتی که دارم بیشترین لذت رو ببرم ولی همسرم نظرش کاملا با من مخالفه!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام مرد مهربان.

    شما و همسرتون چند ساله هستید؟ تحصیلات و وضعیت اشتغال شما و خانمتون چیه؟

    در دوره عقد هم مشکلات مشابه داشته اید؟

    وضعیت تغذیه خانمتون چطوره؟ فعالیتهاش چیاست؟ در کل درونگراست یا برونگرا؟ روابط خصوصیتون چطوره؟

    کم خونی، کمبود ویتامین دی و ویتامین های گروه بی رو در ایشون چک کرده اید؟
    من 30 سالمه و ایشون 27من سرکارم و خانومم خانه دار با مدرک کارشناسیه

    در دوران عقد هم خاتلافاتمون زیاد بود تو خرید وسایل و رفت و آمد و خیلی چیزای دیگه...
    تغذیش خوبه و درونگراست
    جدیدا آزمایش نداده و لی سال گذشته چکاپ کرد و وضعیتش خوب بود.
    روابط خصوصیمون خوبه.
    ولی قهر کردناش به نسبت زیاده

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط گل*یخ نمایش پست ها
    به نظر میاد خانومتون مقداری افسردگی داره
    و همینطور انتظاراتی از رابطه با شما داره که برآورده نمیشه.
    منظورم از انتظارات،، انتظارات روزمره و خرید هدیه و این چیزها نیست..
    انتظارات رفتاری و احساسی از طرف شما داره که احتمالا نمیتونه بیان کنه و ریشش در رفتارهای شما با ایشون هست.
    آیا رابطه جنسی خوبی با همدیگه دارید؟ ایشون راضیه در این زمینه؟
    به نظر میرسه همسر شما دنبال یکسری رفتارهای احساسی-جنسی از سمت شماست که بهش نمی‌رسه یا اونجوری که میخواد نیست و این نارضایتی بشکل بهانه گیری و افسردگی در سایر زمینه ها نمود پیدا می‌کنه
    شایدم برداشتم اشتباهه، اگه مثال های بیشتری بزنید میشه بهتر درک کرد
    روابط جنسی هم خوبه و مشکل خاصی نیست


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.