
نوشته اصلی توسط
ترسو نیازمند
سلام دوست عزیز
من فقط دو تا نکته رو بگم بهت
یکی اینکه ادم بی منطق واقعا تو رو به جنون میرسونه! به معنای واقعی کلمه دارم میگم ها و نه صرفا یه اصطلاح باشه. قصد توهین به هیچ قومیت و نژادی رو ندارم ولی واقعا چون خودم تجربه اشو داشتم و حتی موقع ازدواجم با اینکه از این قوم حس خوبی نداشتم خیلی بچه مثبت وار و کلیشه ای فکر میکردم که خیلی قرون وسطاییه اگر فکر کنیم قومیت و این چیزها تعیین کننده انسانیته تا اینکه بن بستهای زندگی منو به بصیرتهایی رسوند که الان لازم دیدم به شما و همه انسانهایی که صدامو میشنوند بگم و اون هم اینکه ببین عزیزم (البته شاید شما هم خودتون ترک باشید ولی واقعا من قصدم توهین نیست و تا جایی که بتونم و بلد باشم سعی خودمو میکنم که گفتارم ازین شائبه به دور باشه) هر قومیت و دسته ای از آدمها به اقتضای شرایط تکاملی ای که داشتند (زیستی، فرهنگی و اجتماعی و ..) ژن اشون یجوره و یسری خصائصی دارن.. مثلا دیدی میگن سادات جوشی هستن و زود عصبانی میشن؟ معمولا ترک ها هم به نوعی مستعد بی متطقی هستند.. با اینکه خیلی هم باهوش ممکنه باشن. مکانیزم این بی منطقیشون هم به نظرم منفعت طلبی و خودخواهی هست..یعنی نمیتونن منصف باشن و نفع خودشون رو تابعی از منطق و انصاف قرار بدن بلکه بر عکس عمل میکنن.. این یه آسیبیه که به نظرم ترک ها متاسفانه مستعدش هستند و من که خودم خیلی بچه مثبت بودم و این جور عقائد رو اصلا نمیفهمیدم با مطالعه در آفاق و انفس و .. به چنین کشفی نائل شدم.. و به خاطر همینه که این اولین پستی هم هست که من دز جواب کسی مینویسم. چون واقعا میدونم که اگر کسی روحیه منطقی داشته باشه (که خب برخی شاید اینطوری نباشن و خودشون هم هیجان محور باشن ولی شما به نظرم آدم مسئله محور و منطق مداری هستی حتی اگر هم ترک باشی(یعنی شما دستخوش این آسیبی که مستعدش بوده اید به لحاظ ژنتیک و فرهنگ و .. نشده اید.)) چه تراژدی و بدبختی ای در انتظارش خواهد بود و لذا واقعا احساس نیاز کردم دستاورد مطالعات طاقت فرسایی که داشتم رو منتشر کنم به همین مناسبت.. و باز هم تاکید کنم که انسانها اختیار دارند و راه انسانیت همیشه بازه منتها به هر حال گاهی کم و بیش موانعی هست که یک نمونه اش هم اینیه که بحث شد. مثلا یه قومی کم هوش هستند. یا قدرت بدنی کمی دارند و .. که هیچ کدام به معنای این نیست که راه تلاش براشون بسته باشه..
و اما نکته دوم اینکه میخواستم بهت بگم توقعات مالیتون به نظرم دچار دستخوش این اشتباهه که فکرمیکنید میزان هزینه ای که ایشون میکنن مستقل از توانی که دارند تعیین کننده میزان عشق اشونه. در حالیکه این طور نیست اصلا و مهم اینه که به میزانی که در توانشون هست بتونن هزینه کنن و اصلا اگر خلاف این عمل کنن نشونه عدم مدیریت و بلوغ اقتصادیش هست.. من که خودم چون از وضع مالی همسرم مطلع بودم همون روز عقد دیگه اجازه ندادم مث دوران خواستگاری انقدر پولاشو صرف چیزایی که گفتی بکنه و هدایتش کردم سمت یه ساندویچ فلافل خوشمزه.. چون من هم عاشقش بودم و نگران میزان توانش و زندگیمون..
علاقه مندی ها (Bookmarks)