شيدا خانوم ممنونم.حقيقتش تا جايي كه من حس ميكنم،دختر صاف و ساده ايه ولي به قول شما ممكنه اين تصور من بخاطر تيزهوشي شديدش باشه...ببينيد خونشون جاي ديگس و گويا با پدرو مادرشه چون از مادرش كه خيلي زياد تعريف ميكنه و از پدرشم گاها تعريف ميكنه چون تازگيا با هزينه خودش و مادرش ماشين خريده و با پدرش ميره بيرون كه دوباره دستش به رانندگي عادت كنه حتي گفت يه بارم با باباش دعوا كرده كه نذاشته تنهايي بره بيرون با ماشين... يعني ميشه گفت با خانوادش بوده اما از طرفي هم اينكه مادرش ماشينو خريده براش و اينكه به گفته خودش پول ماهانش رو از مادرش ميگيره يه كم منو به شك انداخت واقعا.كلا عكساش هم فقط و فقط خودشع و دوستاش(عكساي خود منم همش همينطوره)اون اوايلم يه حرفايي ميزد از پدر مادرش برا همين انچنان توي اين مورد شك ندارم.فقط مادرم هشدار داد همه چيزو بسنجم.بله راجب مشاوره قبل ازدواج كاملا باهاتون موافقم ولي الان توي اين شرايط فكر نكنم مقدور باشه.الان بايد اول از همه اين برهه حساس رد بشه.همونطور ك گفتم بهنظرم دختر صاف و ساده و بي الايشيه ولي با حرفاي شما و عسل خانوم يه خرده به شك افتادم كه مبادا من فقط يه گوشه كنار براي روز مبادا باشم...البته كه اگ واقن اوضاع روحيش خوب نباشه فكر كنم اين احتمالا قابل رد شدنه.نميدونم واقن گيج شدم