سلام و سلام و سلام .....
و امروز عرفه است
یاران ره عشق منزل ندارد
این بحر مواج ساحل ندارد
باری که حملش نآید زگردون
جز ما ضعیفان حامل ندارد
چون ما نباشیم مجنون که لیلی
غیراز دل ما محمل ندارد
یاران ره عشق منزل ندارد
این بحر مواج ساحل ندارد
لینک موسیقی
باشد که عرفه معرفت و عشق باشد برایمان و بخواهیم برای هم که چنین باشد که حقیقت " وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ " ناظر بر لیعرفون است و سرخط معرفت نیز معرفت النفس است که «مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه»
که اگر خود را نیک بشناسیم امکان ندارد ره به سوی او نبریم و دل از او تهی نگه داریم .... و وقتی ره به سوی او بردیم اورا می خوانیم که بر دل نشیند و وقتی بر دل نشست دل ما عرش او می شود و مملو از عشق :
نگارم در زد ... نگارم در زد
خداوندا یاری كن دلم میلرزد
من این یك دم را به عمری جویم
كه خواهم با او غم دل گویم
بیا ای ساقی به من ده جامی
كه جانم در رقص آرد شراب باقی
چه ها میبینم؟ خیال است آیا؟
چه می نوشم این جام وصال است آیا؟
عیان یا رویا ... چه حال است آیا؟
به دریا گفتم شبی راز دل
خروشید از غم سر زد به سنگ ساحل
نگارا یك دم از این موج غم نبودم غافل
لینک موسیقی
من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعليّ ديته و من عليّ ديته فأنا ديته.
آن كس كه مرا طلب كند، مرا مي يابد و آن كس كه مرا يافت، مرا مي شناسد و آن كس كه مرا شناخت، مرا دوست مي دارد و آن كس كه مرا دوست داشت، به من عشق مي ورزد و آن كس كه به من عشق ورزيد، من نيز به او عشق مي ورزم و آن كس كه من به او عشق ورزيدم، او را مي كشم و آن كس را كه من بكشم، خونبهاي او بر من واجب است و آن كس كه خونبهايش بر من واجب شد، پس خود من خونبهاي او مي باشم.
و حسین علیه السلام مصداق اتم چنین حقیقتی است .... باشد که دست ما را هم در این روز به این راه بگیرد
دعا کنیم همدیگر را در این روز
التماس دعا









علاقه مندی ها (Bookmarks)