نقل قول نوشته اصلی توسط اذرمیدخت نمایش پست ها
سلام پس در صورت تکرار رفتارشون ب مادرتون بگين حالا که نمیخوای طلاق بگیرم پس ديگه سرکوفت نزن و رفتارت رو اصلاح کن ب نظرم یکم باهاش جدی تر صحبت کن و بگو اگه ب کارات ادامه بدی رابطمو قطع میکنم چون شما دارين تو زندگی من آتیش ب پا میکنید و این آتیش فقط دامن من رو ميگيره و این منم ک همش دارم اشک میریزم شبا خوابم نمیبره. الکی بگين دارم قرص میخورم شاید این بار از طریق مظلوم جلوه دادن خودتون رفتارش اصلاح بشه ب نظرم طرفداری شوهرتون رو پیش مادرتون نکنید و طرفداری مادرتون رو پیش شوهرتون نکنید شاید مادرتون از اینکه میبینه شما انقد شوهرتون رو دوست دارين و بخاطر اون تو روی مادرتون می ایستید حسادت میکنه سعی کن دلشو ب دست بياري و حس حسادتش رو کمرنگ کنی.
خیلی ممنون عزیزم. قرص که دارم میخورم. چشم میگم. ولی اخه اوایل که طرفداری نمیکردم واقعا زندگیم بدبود الان دیگه مستقیم مامانم بدایشونونمیگه ولی سردی و بی عاطفگی و نگاه پرحسرتش به بقیه انگار ماچقدر بدبختیم خیلی ادیتم میکنه. نمیدونم شاید نمیتونم درست حسمو منتقل کنم ولی خوب چاره ای هم ندارم دیگه خانوادمو که نمیتونم عوض کنم یاااخلاقشونو عوض کنم. ممنون از لطفتون به تاپیکم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط اذرمیدخت نمایش پست ها
سلام پس در صورت تکرار رفتارشون ب مادرتون بگين حالا که نمیخوای طلاق بگیرم پس ديگه سرکوفت نزن و رفتارت رو اصلاح کن ب نظرم یکم باهاش جدی تر صحبت کن و بگو اگه ب کارات ادامه بدی رابطمو قطع میکنم چون شما دارين تو زندگی من آتیش ب پا میکنید و این آتیش فقط دامن من رو ميگيره و این منم ک همش دارم اشک میریزم شبا خوابم نمیبره. الکی بگين دارم قرص میخورم شاید این بار از طریق مظلوم جلوه دادن خودتون رفتارش اصلاح بشه ب نظرم طرفداری شوهرتون رو پیش مادرتون نکنید و طرفداری مادرتون رو پیش شوهرتون نکنید شاید مادرتون از اینکه میبینه شما انقد شوهرتون رو دوست دارين و بخاطر اون تو روی مادرتون می ایستید حسادت میکنه سعی کن دلشو ب دست بياري و حس حسادتش رو کمرنگ کنی.
خیلی ممنون عزیزم. قرص که دارم میخورم. چشم میگم. ولی اخه اوایل که طرفداری نمیکردم واقعا زندگیم بدبود الان دیگه مستقیم مامانم بدایشونونمیگه ولی سردی و بی عاطفگی و نگاه پرحسرتش به بقیه انگار ماچقدر بدبختیم خیلی ادیتم میکنه. نمیدونم شاید نمیتونم درست حسمو منتقل کنم ولی خوب چاره ای هم ندارم دیگه خانوادمو که نمیتونم عوض کنم یاااخلاقشونو عوض کنم. ممنون از لطفتون به تاپیکم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط اذرمیدخت نمایش پست ها
سلام پس در صورت تکرار رفتارشون ب مادرتون بگين حالا که نمیخوای طلاق بگیرم پس ديگه سرکوفت نزن و رفتارت رو اصلاح کن ب نظرم یکم باهاش جدی تر صحبت کن و بگو اگه ب کارات ادامه بدی رابطمو قطع میکنم چون شما دارين تو زندگی من آتیش ب پا میکنید و این آتیش فقط دامن من رو ميگيره و این منم ک همش دارم اشک میریزم شبا خوابم نمیبره. الکی بگين دارم قرص میخورم شاید این بار از طریق مظلوم جلوه دادن خودتون رفتارش اصلاح بشه ب نظرم طرفداری شوهرتون رو پیش مادرتون نکنید و طرفداری مادرتون رو پیش شوهرتون نکنید شاید مادرتون از اینکه میبینه شما انقد شوهرتون رو دوست دارين و بخاطر اون تو روی مادرتون می ایستید حسادت میکنه سعی کن دلشو ب دست بياري و حس حسادتش رو کمرنگ کنی.
خیلی ممنون عزیزم. قرص که دارم میخورم. چشم میگم. ولی اخه اوایل که طرفداری نمیکردم واقعا زندگیم بدبود الان دیگه مستقیم مامانم بدایشونونمیگه ولی سردی و بی عاطفگی و نگاه پرحسرتش به بقیه انگار ماچقدر بدبختیم خیلی ادیتم میکنه. نمیدونم شاید نمیتونم درست حسمو منتقل کنم ولی خوب چاره ای هم ندارم دیگه خانوادمو که نمیتونم عوض کنم یاااخلاقشونو عوض کنم. ممنون از لطفتون به تاپیکم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط اذرمیدخت نمایش پست ها
سلام پس در صورت تکرار رفتارشون ب مادرتون بگين حالا که نمیخوای طلاق بگیرم پس ديگه سرکوفت نزن و رفتارت رو اصلاح کن ب نظرم یکم باهاش جدی تر صحبت کن و بگو اگه ب کارات ادامه بدی رابطمو قطع میکنم چون شما دارين تو زندگی من آتیش ب پا میکنید و این آتیش فقط دامن من رو ميگيره و این منم ک همش دارم اشک میریزم شبا خوابم نمیبره. الکی بگين دارم قرص میخورم شاید این بار از طریق مظلوم جلوه دادن خودتون رفتارش اصلاح بشه ب نظرم طرفداری شوهرتون رو پیش مادرتون نکنید و طرفداری مادرتون رو پیش شوهرتون نکنید شاید مادرتون از اینکه میبینه شما انقد شوهرتون رو دوست دارين و بخاطر اون تو روی مادرتون می ایستید حسادت میکنه سعی کن دلشو ب دست بياري و حس حسادتش رو کمرنگ کنی.
خیلی ممنون عزیزم. قرص که دارم میخورم. چشم میگم. ولی اخه اوایل که طرفداری نمیکردم واقعا زندگیم بدبود الان دیگه مستقیم مامانم بدایشونونمیگه ولی سردی و بی عاطفگی و نگاه پرحسرتش به بقیه انگار ماچقدر بدبختیم خیلی ادیتم میکنه. نمیدونم شاید نمیتونم درست حسمو منتقل کنم ولی خوب چاره ای هم ندارم دیگه خانوادمو که نمیتونم عوض کنم یاااخلاقشونو عوض کنم. ممنون از لطفتون به تاپیکم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط اذرمیدخت نمایش پست ها
سلام پس در صورت تکرار رفتارشون ب مادرتون بگين حالا که نمیخوای طلاق بگیرم پس ديگه سرکوفت نزن و رفتارت رو اصلاح کن ب نظرم یکم باهاش جدی تر صحبت کن و بگو اگه ب کارات ادامه بدی رابطمو قطع میکنم چون شما دارين تو زندگی من آتیش ب پا میکنید و این آتیش فقط دامن من رو ميگيره و این منم ک همش دارم اشک میریزم شبا خوابم نمیبره. الکی بگين دارم قرص میخورم شاید این بار از طریق مظلوم جلوه دادن خودتون رفتارش اصلاح بشه ب نظرم طرفداری شوهرتون رو پیش مادرتون نکنید و طرفداری مادرتون رو پیش شوهرتون نکنید شاید مادرتون از اینکه میبینه شما انقد شوهرتون رو دوست دارين و بخاطر اون تو روی مادرتون می ایستید حسادت میکنه سعی کن دلشو ب دست بياري و حس حسادتش رو کمرنگ کنی.
خیلی ممنون عزیزم. قرص که دارم میخورم. چشم میگم. ولی اخه اوایل که طرفداری نمیکردم واقعا زندگیم بدبود الان دیگه مستقیم مامانم بدایشونونمیگه ولی سردی و بی عاطفگی و نگاه پرحسرتش به بقیه انگار ماچقدر بدبختیم خیلی ادیتم میکنه. نمیدونم شاید نمیتونم درست حسمو منتقل کنم ولی خوب چاره ای هم ندارم دیگه خانوادمو که نمیتونم عوض کنم یاااخلاقشونو عوض کنم. ممنون از لطفتون به تاپیکم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط اذرمیدخت نمایش پست ها
سلام پس در صورت تکرار رفتارشون ب مادرتون بگين حالا که نمیخوای طلاق بگیرم پس ديگه سرکوفت نزن و رفتارت رو اصلاح کن ب نظرم یکم باهاش جدی تر صحبت کن و بگو اگه ب کارات ادامه بدی رابطمو قطع میکنم چون شما دارين تو زندگی من آتیش ب پا میکنید و این آتیش فقط دامن من رو ميگيره و این منم ک همش دارم اشک میریزم شبا خوابم نمیبره. الکی بگين دارم قرص میخورم شاید این بار از طریق مظلوم جلوه دادن خودتون رفتارش اصلاح بشه ب نظرم طرفداری شوهرتون رو پیش مادرتون نکنید و طرفداری مادرتون رو پیش شوهرتون نکنید شاید مادرتون از اینکه میبینه شما انقد شوهرتون رو دوست دارين و بخاطر اون تو روی مادرتون می ایستید حسادت میکنه سعی کن دلشو ب دست بياري و حس حسادتش رو کمرنگ کنی.
خیلی ممنون عزیزم. قرص که دارم میخورم. چشم میگم. ولی اخه اوایل که طرفداری نمیکردم واقعا زندگیم بدبود الان دیگه مستقیم مامانم بدایشونونمیگه ولی سردی و بی عاطفگی و نگاه پرحسرتش به بقیه انگار ماچقدر بدبختیم خیلی ادیتم میکنه. نمیدونم شاید نمیتونم درست حسمو منتقل کنم ولی خوب چاره ای هم ندارم دیگه خانوادمو که نمیتونم عوض کنم یاااخلاقشونو عوض کنم. ممنون از لطفتون به تاپیکم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط اذرمیدخت نمایش پست ها
سلام پس در صورت تکرار رفتارشون ب مادرتون بگين حالا که نمیخوای طلاق بگیرم پس ديگه سرکوفت نزن و رفتارت رو اصلاح کن ب نظرم یکم باهاش جدی تر صحبت کن و بگو اگه ب کارات ادامه بدی رابطمو قطع میکنم چون شما دارين تو زندگی من آتیش ب پا میکنید و این آتیش فقط دامن من رو ميگيره و این منم ک همش دارم اشک میریزم شبا خوابم نمیبره. الکی بگين دارم قرص میخورم شاید این بار از طریق مظلوم جلوه دادن خودتون رفتارش اصلاح بشه ب نظرم طرفداری شوهرتون رو پیش مادرتون نکنید و طرفداری مادرتون رو پیش شوهرتون نکنید شاید مادرتون از اینکه میبینه شما انقد شوهرتون رو دوست دارين و بخاطر اون تو روی مادرتون می ایستید حسادت میکنه سعی کن دلشو ب دست بياري و حس حسادتش رو کمرنگ کنی.
خیلی ممنون عزیزم. قرص که دارم میخورم. چشم میگم. ولی اخه اوایل که طرفداری نمیکردم واقعا زندگیم بدبود الان دیگه مستقیم مامانم بدایشونونمیگه ولی سردی و بی عاطفگی و نگاه پرحسرتش به بقیه انگار ماچقدر بدبختیم خیلی ادیتم میکنه. نمیدونم شاید نمیتونم درست حسمو منتقل کنم ولی خوب چاره ای هم ندارم دیگه خانوادمو که نمیتونم عوض کنم یاااخلاقشونو عوض کنم. ممنون از لطفتون به تاپیکم

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط اذرمیدخت نمایش پست ها
سلام پس در صورت تکرار رفتارشون ب مادرتون بگين حالا که نمیخوای طلاق بگیرم پس ديگه سرکوفت نزن و رفتارت رو اصلاح کن ب نظرم یکم باهاش جدی تر صحبت کن و بگو اگه ب کارات ادامه بدی رابطمو قطع میکنم چون شما دارين تو زندگی من آتیش ب پا میکنید و این آتیش فقط دامن من رو ميگيره و این منم ک همش دارم اشک میریزم شبا خوابم نمیبره. الکی بگين دارم قرص میخورم شاید این بار از طریق مظلوم جلوه دادن خودتون رفتارش اصلاح بشه ب نظرم طرفداری شوهرتون رو پیش مادرتون نکنید و طرفداری مادرتون رو پیش شوهرتون نکنید شاید مادرتون از اینکه میبینه شما انقد شوهرتون رو دوست دارين و بخاطر اون تو روی مادرتون می ایستید حسادت میکنه سعی کن دلشو ب دست بياري و حس حسادتش رو کمرنگ کنی.
<br>
خیلی ممنون عزیزم. قرص که دارم میخورم. چشم میگم. ولی اخه اوایل که طرفداری نمیکردم واقعا زندگیم بدبود الان دیگه مستقیم مامانم بدایشونونمیگه ولی سردی و بی عاطفگی و نگاه پرحسرتش به بقیه انگار ماچقدر بدبختیم خیلی ادیتم میکنه. نمیدونم شاید نمیتونم درست حسمو منتقل کنم ولی خوب چاره ای هم ندارم دیگه خانوادمو که نمیتونم عوض کنم یاااخلاقشونو عوض کنم. ممنون از لطفتون به تاپیکم