ممنونم از شما، اینکه فرمودید وقتی ذهن و قلب و کمال گراییمون با هم تضاد پیدا میکنه اینطوری میشیم رو میشه با یه مثال توضیح بدید؟
در مورد اینکه کدوم راه در جهت هوای نفسه باید بگم نمیدونم و شاید هیچکدوم. اینکه ملاک رو هوای نفس بذاریم راستش بستگی داره به اینکه آیا صرفا رنج بردن در یک راه سخت که به نظر میاد هوای نفس هم درش نیست خودش ظلم به خود نیست؟ تشخیص اینکه رنج زیاد حتما برات سازنده است یا اینکه ممکنه همون رنج به جای منفعت و خودسازی، بهت آسیب بزنه به راحتی امکان نداره.
اما برام جالبه این تعبیر که ببینی کدوم در جهت هوای نفسه چون لایه های زیرین یک انتخاب رو بیشتر روشن میکنه. اما باز هم برای من به راحتی تعیین کننده نیست.
د ر مورد استخاره هم حق با شماست اما من از نظر خودم از فرد مناسبی خواستم. از طرفی پیدا کردن کسی که صد درصد مطمئن باشی مناسبه برا این موضوع هم به راحتی امکان نداره. من فکر میکنم وقتی دچار تردید و دو دلی هستی و نمی تونی تصمیم بگیری با استخاره از خدا کمک میخوای تا به اطمینان برسی. البته بعضی هم معتقد هستند که اتفاقا هر کسی اگر خودش بگیره بهتره چون با حضور و نیت و توجه بیشتری همراهه. گاهی وقتا هم مدام عقل بهت تلنگر میزنه ولی نمیدونی باید بهش توجه کنی یا نه.
اگه اشتباه نکنم یه جا خوندم وقتی در تصمیم گیری مردد بودی سکه بنداز، نه به خاطر اینکه بهترین راه نشونت میده،بلکه به خاطر اینکه قبل از اینکه بیندازی دلت میخواد شیر یا خط بیاد و در واقع به یک سمت تمایل بیشتری داری. نمیدونم این تز درس یا نه؟ اگر آره مگه همیشه دل آدم درست ترین رو میگه؟
و از طرف دیگه در کل تصمیم گیری بدون در نظر گرفتن ترس ها و اینکه اصلا این ترس ها قابل اعتنا هستند یا نه خودش موضوع دیگه ای است.








علاقه مندی ها (Bookmarks)