لطف دارید که وقتی برای پاسخ گذاشتید، وقتی پاسختان را خواندم نگران شدم که تاپیکهای چی کسی را خواندم و به اشتباه برای شما پست گذاشتم که اینطور جواب درپی داشته.دوباره به تاپیکها و پستهایتان مراجعه کردم دیدم که اشتباهی نشده.با توجه به اینکه قرار نیست در همدردی ،دردی به دردهای استارترها اضافه شود بنده پاسخی نمینویسم.
یک تاپیک دارم که در مورد مشکل خاله ام هست.وقتی از من که از ایشان کوچکترم دعوت کردند که مشکلشان را بشنوم دیگران توصیه کردند که نروم چون همسرش بسیار تندخو شده و با پرخاش و تهدید پذیرایی میکند.
با اینحال چون خاله ام حقی به گردنم دارد با همسرم رفتیم و همانطور که گفتند بسیار تند بود،طوری که همسرم و خاله ام قالب تهی کرده بودند که بمن حمله کند و مدام سعی در کنترلش داشتند.هر دفعه که شوهر خاله ام شکایتی را راجع به خانواده خاله ام مطرح میکرد و خاله ام سعی داشت رفتار انها را بگونه ای توجیه کند ،شوهرخاله ام بیشتر گر میگرفت و اتشی تر میشد. یکدفعه گفتم درست میگی اقا این رفتار فامیل ما اشتباه بود،یک مکثی کرد وبعد گفت ای والله. مشکل بعدی را گفت،گفتم حق با شماست اشتباه کردند. دست اخر بقدری نرم شده بود و اعتماد کرده بود که من رو وکیل کرده بود تا مسائلش رو در فامیل پیگیری کنم و خودش رو از این داد وقال کنار بکشه.
اگر همه کسانی که رفته بودند بخاطر بدبینی و نگرش منفی شان سعی نمیکردند از گفتن حقیقت طفره بروند و توجیه کردن رو برای خودشان وسیله نمیکردند شوهرخالم برای اثبات خودش تهدید نمیکرد که خونشان را میریزد و قلم پایشان را میشکند!
بهرحال قصدم ازردن نبود ،نوری را به گوشه ای تاباندم تا دیدنیها دیده شود.در پناه خدا![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)