سلام
گیسو جان تصمیمت درست بوده و نحوه عمل به آن هم متناسب با روحیاتت و احتمالاتی که می دادی که اگر حضوری بروی پیش می آمد و شما تحملش را نداشتی هم درست بوده و مهم نیست قضاوتهای دیگران چه باشد ...
در مورد به هم ریختن کارهای آنجا .... این دقیقاً هزینه رفتار آن آقای متاهل است که باید باهاش روبرو شود و ببیند وقتی نتواند خویشتندار باشد و احساساتش را کنترل کند و یا اگر نمی تواند کنترل کند باب شراکت با خانمها را باز نکند چنین هزینه ای را بپردازد تا بفهمد اینگونه نجات پیدا کند از رفتار کنترل نشده خودش بسیار بهتر از این هست که با حضور شما احساساتش بیشتر آبیاری میشد و به زندگیش ضربه میخورد و به شما آسیب می خورد و نهایتاً حتی پای آبرو در میان می آمد ....
گیسوی عزیز ضمن اینکه تحسینت می کنم در رابطه با مدیریت احساساتت و شجاعتت در گذشتن از منافع مادی و موقعیتی بخاطر امنیت اخلاقی و احساسی و روانی خودت و دیگری ....
دوست دارم بگم از زاویه دیگری هم به قضیه نگاه کن که هم مثبت اندیشی است هم واقعیتی از سوی خدای رحمان و رحیم .... عزیز گفته بودی ایشان از خانواده ای متشخص و مذهبی هم هست ... و از او بعیدمی دیدی این حال و احوال .... پس فکر کن که اینکه شما تحمل نکنی و با قدرت از این فضا بیایی بیرون لطف خدا در حق آن بنده اش هم بوده که حفظ شود و به خود آسیب نزند و از خدا بخواه اورا یاری کند بفهمد که کار شما در حق او لطف بزرگی بوده و خدا را شکر کند و تبعات کاری و مالی بیرون آمدنت را درک کند که هزینه خوبی برای محفوظ ماندنش بوده ....








علاقه مندی ها (Bookmarks)