می دونم چی می گی نازنین جون
اون روز بهش گفتم برنامت چیه می خوای چی کار کنی بالاخره که چی
گفت اگه مشکل کارم درست بشه تا قبل از عید تمومش می کنم
بعد بهم گفت فقط انقدر هی نپرس کی؟ من خودم هر روز دارم به این قضیه فکر می کنم تو دیگه منو آشفته تر نکن
بخدا این دقیقا حرفی بود که بهم زد نازنین جون
منم دیگه پیگیرش نشدم واقعا نمی دونم کارم درسته هست یا نه
باور کنین من از حرفای شما ناراحت نمی شم ولی دیگه مغزم برای فکر کردن جایی نداره
نازنین جون یه موقع به خودم می گم مگه من چند سالمه که باید این همه داغون بشم
همه بهم می گن چرا انقدر لاغر شدی جوری که خود آرش منو مجبور کرده برم یه آزمایش بدم همه فکر می کنن من مشکلی بیماری گرفتم که در عرض یکسال 12 کیلو وزن کم کردم
ولی دیگه نمی دونن که دارم از تو مشکنم
مامانم یه جور منو سوال جواب می کنه خواهرم یه جور خانواده آرش یجور مسخره بازی در می آرن منم به آرش مدام فشار می یارم
آرش فقط به من می گه صبر کن درست می شه این دقیقا جوابه که من می گیرم
صبر کن بزار روی روال عادی پیش بره اگه خانواد ی من به زور بیان از ترک دیوار خونتونم ایراد می گیرن ولی کم کم دارن با خودشون کنار می یان
بزار خودشون بگن
اینا حرفایی که می زنه رو راسته رو راست








علاقه مندی ها (Bookmarks)