سلام مارال
شاید این جوابم تلخ باشه ولی مهم هست.
اینكه به فكر مرد و زنی می رسه كه چنین به درون لایه های فكری و ذهنی همسرش فرو رود و بعد از آن دست به اقدام بزند و شرایط مناسبی برای ارتكاب فراهم آورد ،آن هم پس از ازدواج (كه شرایط اعتماد به وجود آمده)، نشان دهنده یك مشكل اساسی در فرد هست. و اتفاقا شما اكنون تاوان همین اشتباه را پس می دهید.
برای هر جرمی فقط نیت كافی نیست. گاهی تحریك زمینه ها شرایط را فراهم می آورد.
ممكن است فردی به فكر این نباشد كه 100 میلیارد را اختلاس كند. اما اگر شرایط برایش مهیا باشد ممكن است وسوسه شود و به ذهنش خطور كند. انسانها همه بالقوه می توانند خطا كار باشند.
شما با فراهم آوردن وسوسه ای سعی كردید بخشی از وجود همسرتان كه درونش خفته بوده است بیدار كنید. و این خیلی خطرناك هست.
شاید فكر كردید با حضرت یوسف ازدواج كرده اید.
حتی حضرت یوسف می فرماید: اگر خواست خدا نبود هر آینه من مرتكب خطا می شدم.
دقت كن من نمی خواهم از كار اشتباه همسرتان دفاع كنم. می خواهم به شما سهم خودتون را در این مشكل یادآور شوم.
اگر بخواهند در شهر مست گیرند.
هر آنچه كه هست باید گیرند.
و البته اینكه چرا چنین فكر امتحان كردن به ذهنتان آمده است خود مقوله ای جداست. اما اگر این فكر ریشه در شخصیت شما (مثل پارانویا)داشته باشد،حالا حالا نمی توانید این مسئله را فراموش كنی. و اینگونه متوجه می شوی كه تجسس همیشه یك فعل ناصحیحی هست حتی اگر مفعول این تجسس همسرتان باشد.
یك زن و شوهر به خاطر صمیمت هرگز اجازه ندارند حتی درون كیف یكدیگر را نگاه كنند. مگر اینكه همسرشان اجازه دهد.
همه آدمها یك حریم بسیار خصوصی دارند كه فقط خودشون و خداشون از آن با خبرند.
می دانید اگر این حریمها از بین برود ، سنگ روی سنگ بند نمی شود. هر كس خطاهایی در زندگی دارد كه شاید پیشمان شود و اصلاح شود. اما اگر این خطاها علنی شود حتی اگر اصلاح شود و برگردد ،عوارض این علنی شدن را نمی تواند از بین ببرد.
به نظرم سعی كن این مسئله را از ذهنت به كلی پاك كنی.
اگر چنین تصمیمی را گرفتی به من از طریق پیام خصوص ok بده كه حتی این موضوع را هم پاك كنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)