سلام خیلی دوست دارم منم تغییر مثبتی در جهت این تاپیک کنم اما همش دلم میخواد زودتر بریم سر مهار های کلامی و ازین مسائل!
آیا تا به حال پیش اومده علیرغم خواسته تون تن به چیزی بدین که نمی خواهید؟ بعدش چه احساسی داشتید
فراوون یک مورد: همسرم کارای پرپوزالش به من سپرده بود و من هربار گفتم من هیچی نمیفهمم نتیجش داد و تحقیر بود و من به شدت احساس ضعف و بدبختی داشتم و میومدم یکم پای کار و باز میدیدم هیچی نمیفهمم و ول میکردم
تمرین 2: / یک مورد که تونستید حق خودتون رو هرچند بی اهمیت مطالبه کنید مثال بزنید. احساستون بعد از مطالبه حقتون چی بوده؟
در همون مورد بالا یک روز از ساعت 5 صبح تا 8 (همسرم خواب بود اما وقتی بیدار شد دید من به خاطر کارش بیدار بودم) تمام تلاشمو کردم و بعدش با دست پر (با دلیل و توضیح مسائل) همون صبح که تنور داغ بود جراتمندانه با شرح دلیل و نشون دادن نتیجه زحماتم گفتم عزیزم من دیگه بیش از این نمیتونم کاری برات در این زمینه انجام بدم و بهتره مرخصی بگیری و بشینی کار پرپوزالتو تموم کنی و قضیه ختم به خیر شد







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)