به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 115

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 بهمن 97 [ 02:18]
    تاریخ عضویت
    1397-8-15
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    1,012
    سطح
    17
    Points: 1,012, Level: 17
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 50 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقا بهزاد

    ممنون که با حوصله و کامل پاسخ دادید. خدا خیرتون بده من چهار صبح داشتم گریه میکردم بند اول جوابتونو خوندم( غرورآفرین.. و سلاح و رگبار..) دیگه خندم بند نمی اومد.یه لحظه تصورشو کردم ..


    بله حق با شماس کمترین کاری که آدما میتونن در قبال کار اشتباهشون بکنن قبولش و معذرت خواهی کردنه حالا مرحله آخر که جبرانشه پیشکش.. البته خوبه که همه آدما هم بعد قبول معذرت خواهیه طرف مقابل دیگه اونو بعدها به صورت منت به یاد طرف مقابل نیارن یا بعد شنیدن عذرخواهی بدون قبول کردنش فقط حق به جانب تر و پر ادعاتر از قبل رفتار نکنن که معمولا همسر من اینطوره و این آدمو از معذرت خواهی مایوس میکنه ..

    این سوال که گفتید چرا یک پیامکم نداد برا خودمم جای تعجب داشت البته حقیقتا شاید همین غرور ایشون حتی با وجود اشتباه کردنش باعث جذب دوباره شما به سمت ایشون شد در طولانی مدت (طی هشت ماه البته کنار عوامل دیگه که خودتون گفتید) شاید اگه اونم خیلی دنبالتون راه می افتاد معذرت خواهی میکرد با پیام یا هر چی بیشتر زده میشدید نه؟میشه اینو صادقانه بهم بگید حتی اگه اعترافش سخته
    (البته اینو یادمه یجاهایی اشاره کردید ایشونم حضوری التماس کرده بود با حالت رعشه و .. و همینطور گفتید برادر مادرشون اومدن خونه شما معذرت خواهی اینطور نیس؟
    اینا در پس ذهنتون تاثیر مثبت نداشت؟)

    جواب سوالی که ازم پرسیدید حقیقتا سخته .. فقط میتونم بگم به شما کاملا حق میدادم اگه تصمیم دیگه ای می گرفتید اما تصمیم درست تر رو گرفتید.. و اینکه چون من خودم فرزند طلاقم به حدی از طلاق نفرت دارم که احتمالا هیچوقت به کسی توصیه اش نمیکنم حتی برادرم..

    کاش واقعا تنها دلیل اصلی اون برا طلاق همین دعوا بود که با یه عذرخواهی کامل و درست بقول شما 80 درصدش حل میشد..
    منم از رفتارش تعجب کردم گاهی فک میکنم مخصوصا این دعوا رو درست کرد تا بهانه ای برای جدایی داشته باشه..


    پس شما میگید در روندعذرخواهی اصلا اشاره ای به اون قسمت که اون مقصر بود نکنم؟ باشه ..امیدوارم فقط حق به جانب تر نشه طوری که مطمین شه محقه کامل بعدم عذرخواهی هم قبول نکنه ..چون همچین شخصیتی تقریبا داره..

    البته این حرفاش مال چهار ماه پیش بود شاید اون موقع هنوز غرق من بود الان بعد چهار ماه نمیدونم دیگه قیافه منم یادش هس یا نه
    سعی میکنم اصلا به این فکر نکنم که کسی هس یا نه تا دست به کار اشتباهی نزنم

    خانم دوستش گف وقتی امروز از تو پرسیدم شوهرت گف خوبه داره درس میخونه!!( من بیشتر از یک سال ارشدمو تموم کردم!!) گفتم من درگیر تهران رفتنو تمرین و ضبط اونجام گف خانومتم میاد ؟ گف نه بابا اونجا محیطش مردونس.. گف ییلاق برف اومد خانومتم بیار بریم برف بازی گف باشه .. گف فردا شام درست کنم خانومتم میاری دور هم باشیم؟گف حالا فرصت زیاده سر فرصت میایم ... نمیدونم این جوابایی که داده بخاطر ترس از آّبروش بوده که نگفته میخوام جدا شم یا ته دل اونم امیدی به برگشت هس؟.. میگف بعد اینکه اینا رو پرسیدم یکم تو فکر رفت .. بعد گف گفته دارم رژیم میگیرم لاغرم شده یکم ( آخع چاقه تقریبا) گف قبلا ها منو شوهرم بهش میگفتیم رژیم بگیر میگف ولش کن الان چی شده رژِیم میگیره گوشی سرسفره همش دستشه ..

    خانمه میگف این انقد سر خودشو شلوغ کرده وقت فکر کردن به تو رو نذاشته گف وقتی شوهرم گفت خانم و بچم نمیزارن من ساز تمرین کنم شوهرت گفته استاد من( یه شخص معروفی که شوهرم عاشقشه پیشش گلاس میره وهدفش رسیدن به جایگاه اونه) چهل سالگی ازدواج کرد.. ینی عقیدشو رسونده..


    هر دم ازین باغ بری میرسد تازه تر از تازه تری میرسد

    امشب باز یه خبر دیگه از اون خانم دوست همسرم شنیدم که واقعا هنگ کردم .. اونقدم راحت به زبون آورد و گف مگه چیه چقد سخت میگیری که دارم به عقل خودم شک میکنم

    خیلی راحت گف شوهرت با شوهرم دارن گل میکشن!!!!! من اصلاااااا از همچین چیزی خبر نداشتم درسته اون وسیله رو تو کشوی شوهرم پیدا کردم اما واقعا باور کردم برای پسرعمشه .. خیلی راحت گفت بابا مثه سیگاره چیزی نیس که گف اینا از زمان دانشگاه با هم دیگه تفریحی حشیش و گل میکشن میگه اینا اعتیاد آور نیس فقط سرخوش میکنه..
    تو نت زدم دیدم عوارضش خیلی به رفتارای شوهرم میخورد اینکه اگه دیر بکشن به شدت عصبی و پرخاشگر مضطزب میشن.. ما پنج روز سفر رفتیم به وضوح میدیدم سر مسایل کوچیک یدفعه چقد عصبی شد بعد سیگارشو میکشید آروم میشید همش حالت استرسی داشت فشار عصبیشو به منم منتقل کرده بود .. یا یجا دیگه اول سفر میگف بزار سیکار بکشم استرس دارم آخه چه استرسی ؟میگف اولین باره این مسیرو میرم..
    یا نوشته بود دچار بی انگیزگی میشن دقیقا شوهرم خیلی وقتا میگف این مشکلات منو سرد و بی تفاوت کرده دیگه هیچی برام فرق نداره من با خودم میگفتم مگه چارتا حرف مادر زن یا چارتا غر من که چرا برام وقت نداری انقد باید تاثیر بزاره؟

    الان دیگه تحمل اینو ندارم کنار اینهمه مشکل به این فکر کنم یه شوهر معتاد دارم؟!!

    نمیدوتم به کدوم دردم دیگه باید فکر کنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید راه برگشت تشکرکرده است .

    behzzad (یکشنبه 04 آذر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.