به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 115

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 بهمن 97 [ 02:18]
    تاریخ عضویت
    1397-8-15
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    1,012
    سطح
    17
    Points: 1,012, Level: 17
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 50 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقا بهزاد و آقای Quality بی نهایت ممنونم ازتون که با حوصله خوندید و راهنمایی کردید..

    اینم آخریییین پست طولانیم با عرض معذرت

    آقا behzzad منظورتون از مشکلاتی که گفتم پست 41 بود فقط؟ صادقانه میگم که واقعا بیشتر جاها همون صبر ایوب به خرج دادم! یجاهایی هم که دیگه کم میاوردم منم خشممو به همون شکلی که در پست 47 گفتم با اون مدل کلمات یا ایراد گرفتنا بیان میکردم که این کم پیش میومد بیشتر سعی میکردم سکوت کنم یا اگه سکوت نمی کردم با حرف منطقی چیزیو که ناراحتم میکنه بیان میکردم اما انقد این آقا بی حوصله بود دقیقا به این شکل میگف تو حوصله فک زدن داری من حوصله ندارم گیر نده (خیلی لحن بیانش آزار دهنده بود) من نمیگم من مریم مقدس بودم همونطور که تو پست 47 هم ایرادای خودمم گفتم اما مثلا یکی ده بار با توهین تحقیر با آدم حرف بزنه اونوقت منم یازدهمین بار مثه خودش توهین میکنم
    شما میگید براتون سخته باورش تازه اون سه مورد دعوای پست41 من خلاصه گفتم توهیناش بیشتر ازینا بود کیفمو پرت کرد سمت در که از خونمون برو بیرون .. جلوی مادرش وسط دعوا فقط بخاطر اینکه مادرم گوشواره رو فروخته بود گف اون مادره ج... که گوشواره مارو فروخت که خب تو همچین لحظه ای بله منم جوش می آوردم توهین کردم گفتم کثافط آشغال به مادرم فحش نده .. و جالبه مادرش اصلا فحشای پسر خودشو نمی شنید و یبار نگف زشته به مادرش فحش نده ! فقط اونم همراه با پسرش غرید چیی چیو فروخته..

    یا دعوایی که گفتم بعد سه روز پیام داد نمیدونم منظورتون از روز قبل چی بوده دعوا سر بحث اینکه سر عقد کادو ندادن اینکه مادرش در طول مراسمای اشنایی و خواستگاری چه سنگ اندازی ها کرد بود و گف تو و مادرت تحت تاثیر حرف خاله هات و مادربزرگتین از کاه کوه میسازید، نه من کوچیکترین تووهینی کردم نه اون ،فقط بحث که منم حرف اصلیم این بود تو با اینکه رفتارای بد خانوادتو دیدی اما به اندازه ای که حامی اونا هستی حامی من نیستی حتی نمیگی کارشون زشت بود یا حقو بهم نمیدی همین!!! بخاطر همین حرفا گف یا از غر زدن دست برمیداری یا جدی به جدایی فکر کن(فک کنید یکی دو ماه بعد عقد راحت اینو گف!!)گف حالم از زندگی با تیکه طعنه بهم میخوره برو با خانوادت زندگی کن همچین زنی تو زندگیم جایی نداره
    منم در جواب این جملات آخرش فقط سکوت کردم انقد که شوکه بودم چطوز انقد راحت حرف جدایی زده و میگه جایی ندارم . گفتم حتما عصبانی بوده بعد خودش میاد میگه حرفاش از عصبانیت بوده بعد سه روز بله اومد اما چی گف! گف اگه الان زمان دوستی بود تا دو روز جوابتو نمیدادم سریع پا میشدی میومدی مشهد (چون من یبار به قصد تموم کردن رودرو رفتم یبارم که با هم خوب بودیم) الان بایدم این رفتارو کنی چون خرتو سوار شدی پس الکی ادای دخترای خوبو درمیاوردی تو هیچی نیستی فقط ادایی فقط ادا خانوادت فکر میکنن فرشته ای همونطور که من فکر میکردم اما الان عین سگ پشیمونم چرا همون بار اول اومدی نزدم تو گوشت تا گورتو گم کنی فقط یه ظاهر سازی برای مردم اگه این رفتاری که این چند روز داشتی (فقط سکوت کرده بودم همین هیچ رفتاری نکرده بودم) تو زمان دوستی داشتی و این روی خودتم نشون داده بودی تو صورتت نگاه هم نمیکردم چه برسه ازداوج عین سگ پشیمونم خدا بدجور جواب کثافت کاریهای قدیممو داد آتیشی عین تو رو انداخت تو زندگیم هر چه زودتر از سرگرمی های اونجا و دوستای عرق خور و کثافت و ج .. !!! دست بکش بیا تکلیف این زندگی لجن رو یکسره کنیم .خانم.. برای مردم فرشته و زیبا و مظلوم اما در باطن مار هفت خط..

    فقط یلحظه تصور کنید هیچ گناهی نداشته باشی و همسرت این حرفارو بزنه من نفسم بالا نمی اومد این حرفا رو میخوندم .. کدوم زنی دو ماه بعد عقد این حرفارو میشنوه!! چون شما کفتید قبل و بعدش چطور و گفتیذ قابل باور نیس با جزییات گفتم بعد این حرفاشم هییج توهینی نکردم و اولین چیزی که گفتم گفتم فقط خدا ببخشدت بابت تهمتات بابت دلی که امروز سوزوندی تویی که دم از عزاداری امام حسین و امام رضا میزنی فقط خدا از گناهت بگذره.. بعدشم که جواب داد فقط براش توضیح دادم تو اون سه روز به منم چی گذشته ..
    اما آِیا همیشه میشه انقد صبور بود؟

    سوال من اینه آخر من به عنوان یه خانم تو اینجور موقعیتایی باید سکوت کنم یا خودم پیش قدم شم ؟آخه دوستان گفتن انقد تو کوتاه اومدی و غرورتو زیر پا گذاشتی این شد ..
    من فکر میکنم رفتار جرات مندانه هم تو مورد من جواب نمیده



    درباره مهریه بله همین مادر عزیز ایشون که الان توقع گذشتن از مهریه رو داره در جلسه خواستگاری وقتی به اصرااار خودشون گفتن ما مهریه رو پیشنهاد بدیم پدرم گف 360 مادرش گف نظر من زیر 200 هس چون شاید پس فردا این خانم بخواد مهریه اش رو بگیره من باید چیزیو بگم که از عهدش بر بیاد!(که از عهده یکیشم بر نمیاد) که مادر من چون دقیقا قبل مراسم به مادرشون تلفنی گفتن شما خودتون بگید اما دیگه زیر دویست نباشه و این خانم دقیقا برا سوزوندن دل مادرم برعکس عمل گرد و گف زیر دویست با این که پدرشوهرم 250 رو به تایید رسوند مادرم موقع عقد گف بخاطر شخصیت آقا داماد و خانوادش(منظورش پدرش) 140 تارو میبخشیم .که بگه برای من حرفم ارزش داشت نه سکه حتی الانم مادرم میگه مهریه رو ببخش و جدا شو ..اما من همچین کاری نمیکنم چه نیاز داشته باشم چه ثروتمند عالم باشم باید اون آقا و خانوادش اگه مهر طلاقو به پیشونی من میخوان بزنن بدون اینکه اشتباه بزرگی داشته باشم حداقل کمی اذیت بشن..

    آقا behzzad چطور میخواد دیگه به من آسیب برسونه مثلا اگه من شش ماه دیگه مهریه رو اجرا بزارم ؟ هر چقدم براش قسط کمی ببندن ماهی مثلا یه ربع سکه یا حتی کمتر این آقا به زحمت و سختی میوفته چون اونوقت دیگه نمیتونه با فراق بال به ساز بازی و دوستو رفیق بازیش برسه باید بره دنبال کار درست حسابی و بیشتر چیزی که در میاره رو به من بده اونوقت شاید اگه یذره سختی رو دید ازینهمه خودخواهیش دست برداره بعدش میخواد چیکار کنه بگه طلاقت نمیدم ؟خب نده منم میرم تقاضای مسکن و حسن معاشرت میدم یا مجبور میشه بریم سر خونه زندگی یا اگه سر باز بزنه دادگاه خودش حکم طلاق زنی رو که رها شده صادر میکنه غیر اینه؟

    درباره اطاعت از شوهر بله حق با شماس امااا ..خودتون گفتید شوووهررر .. منم گفتم این اقدام زندان که الان دقیق نمیدونم هنوز عملی هس یا نه رو برای وقتی که دیگه طلاق از جانب ایشون صد در صدی شد عمل میکنم ینی اون موقع دیگه شوهرم محسوب نمیشه فقط یه آدم نامرد به حساب میاد .. مطمئنن منم الانا فکر این کارا نیستم برای آخرین مراحل گذاشتم ..
    الان فکر اصلی من مطمئنن نجات زندگیمه ..

    در خصوص مذهب حرف شما درست ..میگفتم حداقل این میزان اعتقادش همون مثل کاچی به از هیچیه که الان خیلی جوونای ما به هیچی اعتقاد ندارن و اصلا تو این فازا هم نبستن .. اما ظاهرا اونقدی که من فک میکردم رو با وجدان بودنش تاثیر نداشت و سطحی تر از اون چیزی بود که فکر میکردم..

    درباره اعتیاد هم من واقعا نمیدونم چطور میشه ثابت کرد آخه فک نکنن گل و حشیش با آزمایش دادگاه قابل اثبات باشه تازه فک کنم مخدری هست که شخص راحت بتونه یه مدت کنار بزاره و تو جواب ازمایش مشخص نشه ..
    خودمم هنوز باورم نمیشه که معتاد محسوب میشه ..



    آقای Quality بله دارم از مقالات سایت کمک می گیرم اما واقعا اشتباهات من خیلی کم پیش میومد در برخورد با همسرم، بیشتر راه درستو پیش میگرفتم آیا بخاطر 20 درصد مواقع همسرم حق داره تا این حد واکنش نشون بده؟

    دو جلسه مشاور پیش خانم میرم اما تقریبا کم سنن اواسط دهه سی .. 11ام وقت مشاوره دارم که اینبار قراره بعد حرف زدن با من زنگ بزنه به شوهرم .. نمیدونم مشاورمو عوض کنم با این حساب؟

    راستش انتظار نداشتم الااان بگید پی گیری قانونی فقدان همسر بکنم .. زود نیس ؟!! بدتر نمیشه؟


    یه سوال دیگم اینه اول فکر برطرف کردن مشکل غرور شکسته شوهرم بعد دعوا با برادرم باشم بعععد بریم پیش مشاور برای حل مشکلات بین خودمون ؟یا برعکس ..اول حل مشکلات خودمون .. ؟ (با توجه به این حرف شوهرم که گف ما تا قبل دخالت برادرش بازم آشتی می کردیم اما کار برادرش همه چیو واسه همیشه تموم کرد.. به خودمم گف اگه یادت باشه تا قبل کار برادرت با اینکه میگفتم جدایی اما هنوز بلاکت نکرده بودم هنوز تصمیمم قطعی نبود اما دیگه بعد اون دعوا امکان هیج بازگشتی نیس)

    پس نظرتون اینه این سکوت هر چه زودتر شکسته شه؟ و صبر کردن فایده ای نداره احتمالا

  2. کاربر روبرو از پست مفید راه برگشت تشکرکرده است .

    Quality (چهارشنبه 07 آذر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.