به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 115

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 بهمن 97 [ 02:18]
    تاریخ عضویت
    1397-8-15
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    1,012
    سطح
    17
    Points: 1,012, Level: 17
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 50 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    ممنون آنه ماری عزیز بابت نظر و راهنماییتون

    الان یکم بهم ریختم وگرنه جواب سوالاتتون رو سر فرصت میدم فقط یچیزی تا اون موقع باز میگم من خودمو دوس دارم بخاطر اینکه با وجود همه سختی هایی که از بچگی داشتم همیشه بچه نمونه ای تو فامیل خانواده بودم در اوج طلاق پدر مادرم تا سالها بعدش وسط اون جنگ دعواها درس میخوندم و شاگرد اول میشدم هر سال به بیراهه نمیرفتم هیچوقت بهترین دانشگاها قبول شدم بهترین خونه داریو هنرو یاد میگرفتم مهارتهای مختلف یاد میگرفتم سر کار میرفتم رو اخلاقم خیلی کار میکردم و برای رسیدن به هر چی خیلی زحمت کشیدم با وجود جو بدی که توش بودمو کمبودا حتی تو روابط احوال پرسیم با پسرای فامیل اونقد مقید رفتار میکردم که کوچیکترین حرفی درباره بچه طلاق و اآثارش دربارم نزنن اینجوری شدم دختر نمونه فامیل .. خودمو بخاطر اینا دوس دارم و البته چیزای دیگه که الان حال مناسبی ندارم بگم و تمررکزشو..

    ببخشید یکم خوود شیفتانه شد.. تنها بیراهه زندگی من شوهرم بود شاید که اونم ازش پشیمون نیستم

    کسی که دوسش ندارم خودم نیستم شاید بشه گف مادرمه چون همیشه همه رو آزار داده..

    خواستم بگم مشاور بهم خبر داد که با شوهرم تلفنی حرف زده گفته خیلیی دلش از تو و خانوادت پره ودلش شکسته گفته من منتظر بودم یبار خانوادش( احتمالا منظورش مادرمو برادرم) بیان از دلم در بیارن اونا اصلا براشون هیچی مهم نیس یبار معذرت نخواستن درست درباره منم گف اونم روز دعوا طرف برادرش گرفت به من گفت برو خیلی بیخیال بودن همشون من اوایل منتظرشون بودم اما الان دیگه خیلی دیره .. مشاور گف اصلا تو فکر آشتی نیس .. به مشاور گفته پیشتون میام اما زمانشو الان نمیتونم بگم باشه همون نامه دادگاه اومد میام ( فک کنم مشاور گفته شما حتی بخواید طلاقم بگیرید دادگاه باز ارجاعتون میده پیش ماا خوب بجاش الان بیاید اونم در جواب اینوو گفته)
    مشاور پرسیذه شما دنبال طلاقید؟ گفته نه اصللا خودش بره دادگاه یا بره مهریشو بزاره اجرا .. مشاور گف بنظرم برو باهاش حرف بزن این خیلی وقت پیش منتظرت بوده هرچند که الانن میگه دیگه خیلی دیره اما برو ..

    ازینور بعد مدت ها اومدم با مادرم حرف زذم با منطق نرمش التماس گریه دلیل توضیح هر چی به ذهنم رسید به کار بردم تا راضیش کنم با شوهرم حرف بزنه نه اینکه معذرت بخواد با منتشو بکشه نهه .. فقط گفتم بهش اینو بگو که تو این خونه هنوز جا داره و تو پذیراشی .. گف هیچوقت دیگه نمیخوام ببینمش اگه میخوادت فقط خوودت باهاش برو دیگه از خانواده خبری نیس.. ینی حتی به فرض محااااال اگه شوهرمم اشتی کنه مادرم گفته دیگه جایی تو این خونه نداره.. گفته حتی عروسی هم برات بگیرن من نمیام..
    فک میکردم وقتی برای اولین بار به مادرم بگم تو این پنج ماه چه مریضی هایی گرفتم از غصه ی ززیاد بخاطر منم شده یکم کوتاه میاد اما مثه همیشه اونم غرورشو انتخاب کرد..

    به شدت بهم ریختم واقعا انتظار این برخورد شدیدو از مادرم نداشتم دیگه همه چی بنظر محال میاد حتی شوهررمم کوتاه بیاد بعد بهش چی بگم ؟ بگم خانوادم هم روت چاقو کشیدن هم نمیخوانت ؟ فققط من هستم تنها بدون عروسی؟


    ( اشتباه من این بود همه بدی هایی که شوهرمو مادرش کردنو رو کاغذ با جزییات نوشته بودم که به پدر شوهرم نشون بدم مادرمم از هیچ کدوم خبر نداشته و چندماه پیش نوشته ه هارو پیدا میکنه میخونه و از همه چی باخبر میشه و ازینکه شوهرم پشتت سرش فحش رکیکک (ج...) داده بهشم خبر دار میشه اینه که هیچ جوره نمیتونم دیگه آرومش کنم از قبلم که دلش پر بوده ) حالا شوهرمم که خبر نداره مادرم ازین مسایل با خبر شده و عصبانیه اگه بفهمه هم که من نوشتم و مادرم از نوشته های من فهمیده که دیگه بدتر میشه..
    همه چی مثل یه کلاف بهم پیچیدس اصلا نمیدونم چیکار کنم دیگه.............

  2. 2 کاربر از پست مفید راه برگشت تشکرکرده اند .

    Quality (شنبه 17 آذر 97), نیکیا (شنبه 17 آذر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.