به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 115

Threaded View

  1. #11
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 09 اسفند 98 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1396-5-08
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    3,016
    سطح
    33
    Points: 3,016, Level: 33
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    15

    تشکرشده 134 در 77 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها
    شوهرم تلفنی حرف زده گفته خیلیی دلش از تو و خانوادت پره ودلش شکسته گفته من منتظر بودم یبار خانوادش( احتمالا منظورش مادرمو برادرم) بیان از دلم در بیارن اونا اصلا براشون هیچی مهم نیس یبار معذرت نخواستن درست درباره منم گف اونم روز دعوا طرف برادرش گرفت به من گفت برو خیلی بیخیال بودن همشون من اوایل منتظرشون بودم اما الان دیگه خیلی دیره ..
    همونطور که می بینید ، دقیقا همون حرف هایی رو که پیش بینی کرده بودم زد!

    پیشگو و کف بین نیستم ولی شرایط مشابه رو تجربه کردم و پیش بینی شوهرتون برام ساده بود. البته راهکار رو هم داده بودم ولی ظاهرا شما توجهی ندارید. برگردید و راهکاری رو که در صفحات قبل داده بودم مجددا بخونید.

    اینکه شوهرتون گفته دیگه دیره ، خیلی جدی نیست و هنوز راه داره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها
    مشاور پرسیذه شما دنبال طلاقید؟ گفته نه اصللا خودش بره دادگاه یا بره مهریشو بزاره اجرا ..
    این خبر خوبیه!!

    معناش اینه که حالا حالاها وقت دارید و طلاق در یکسال آینده هم اتفاق نمی افته. پس نیازی نیست که آشفته باشید یا عجله داشته باشید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها

    فک میکردم وقتی برای اولین بار به مادرم بگم تو این پنج ماه چه مریضی هایی گرفتم از غصه ی ززیاد بخاطر منم شده یکم کوتاه میاد اما مثه همیشه اونم غرورشو انتخاب کرد..

    به شدت بهم ریختم واقعا انتظار این برخورد شدیدو از مادرم نداشتم دیگه همه چی بنظر محال میاد حتی شوهررمم کوتاه بیاد بعد بهش چی بگم ؟ بگم خانوادم هم روت چاقو کشیدن هم نمیخوانت ؟ .
    خوب در صفحات قبل گفته بودم که همه ی اطرافیان (بجز پدرتون) در حال بچه بازی و کینه توزی هستن. البته باز گفته بودم که اونها رو حتی برای عذر خواهی وارد نکنید. ظاهرا شما از اون افرادی هستید که باید هر چیزی رو خودتون تجربه کنید و تا به سرتون نیاد ، تمایل ندارید از تجارب دیگران استفاده ای بکنید. انتخاب با خودتون هست. ولی اگر اندکی دقت کنید بنده این مساله رو پیش بینی کرده بودم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها

    همه چی مثل یه کلاف بهم پیچیدس اصلا نمیدونم چیکار کنم دیگه.............
    تا زمانی که پای دیگران رو به مشکل تون باز می کنید ، بله! میشه
    کلاف بهم پیچیده.

    گفته بودم که پای دیگران رو حتی برای عذرخواهی هم باز نکنید. اطافیان شما امتحان خودشون رو پس دادن و برای من واضحه که نه تنها کمک نخواهند بود بلکه مدام مشکلات جدید پیش میارن. البته ممکنه بعد از تلاش بسیار موقتا یک کم خوب بشن ، ولی مجددا به حالت اول برمی گردن و مشکلات جدید و بدتر پیش میارن. من تجارب این قبیل روابط رو که دیگه چرکین شده ، به شما گفتم. حالا شما ممکنه بخای استفاده نکنی و دونه دونه خودت تجربه بفرمایی!!

    ویرایش توسط behzzad : شنبه 17 آذر 97 در ساعت 06:06

  2. 2 کاربر از پست مفید behzzad تشکرکرده اند .

    Quality (شنبه 17 آذر 97), راه برگشت (شنبه 17 آذر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.