نقل قول نوشته اصلی توسط Happy.girl.69 نمایش پست ها
خواهش میکنم.
ممنون از شما.
بله پس حدسم درست بود.
خُب علت اینکه دقیق و کامل توضیح نمیده چیه؟
به نظر منم باید حتمااا توضیح بده، در مورد قضیه خودمم نظرم همین بود، توضیح دادن خیلی از مشکلات رو حل میکنه
وای دقیقا مثل من، منم خیلی احساس حماقت میکنم ولی به شدت هم احساس لیاقت میکنم، لیاقتم خیلی بهتر از ایناست.

ببینید اگه قصدتون ازدواج نبوده از اول و نیست ، تعهدی به اون خانوم حتی از لحاظ اخلاقی ندارید، مثل خیلی از دوستی های جنس موافق که یه جایی کات میشن بالاخره.
ولی اگه میلی به ازدواج هم وجود داشت بینتون یه فرصت دوباره بدین در صورتی که ایشون توضیحات کامل از علت رفتن و برگشتن دوبارشون بدن و قضیه عشق اول و عشق جدید و اینا نبوده باشه یه فرصتی بدین.
ولی اگه متوجه شدین که پای پسری در میون بوده ، به طور کلی دورشو خط بکشین.
اصلا قضیه خواهرتون رو ربط ندین.
من دوباره هر دو تا پست شما رو خوندم دیدم دلایلتون کاملا قانع کننده هست، نمیدونم چرا باید عذاب وجدان بگیرین.
مثلا الان طرف من برگرده، خُب منم وارد رابطه آسیب دیده نمیشم و دلم نمیخواد با آدمی که رفته دوراشو زده و برگشته سمت من، رفاقت کنم، چه پسر باشه چه دختر.
حس میکنم یه چیزیو این وسط نمیگین.
البته ببخشید قصد جسارت ندارم.
اون زمان قطع رابطه انقدر ناراحت و عصبانی بودم از دستش که یعنی به نوعی متنفر بودم ازش. ولی چون مطمئن نیستم که چرا ارتباط رو قطع کرده به خاطر همون عذاب وجدان میگیرم که نکنه قضاوت اشتباه میکنم و الکی گارد میگیرم.
البته بازم میگم در هر حالت اون حس بد من در مورد بازگشت به رابطه تغییری نمیکنه.
بیشتر کنجکاو هستم که چرا باید کسی که از وضعیت رابطه راضی هست یه باره بگه که من دیگه نمیتونم ادامه بدم.
نمیدونم شاید اینکه گفته من به قصد ازدواج وارد رابطه نشدم از ته دلش نبوده و وسط کار کیس ازدواج پیش اومده و منصرف شده از دوستی.
نمیدونم . شاید هم زیادی وسواس به خرج میدم و احساس عذاب وجدان بیجایی دارم

نه خواهش میکنم. تا جایی که به ذهنم خطور کرد سعی کردم به طور خلاصه همه جوانب رو توضیح بدم. مثلا چه موردی هست که به نظرتون من باید توضیح میدادم ولی نگفتم.
من میخوام هر چه سریع تر از این وضعیت برزخی راحت شم.