
نوشته اصلی توسط
zendegiye movafagh
سلام
دوست عزیز شما باید تو این مسئله دنبال نکته ها ی به ظاهر پنهانی اما مهمی بشید
مثل اینکه ایشون خانواده ای داره که بهش کمک کردن همون اول زندگی صاحبخونه باشه و طعم مستاجری رو نچشه با اینکه می تونستن خونه شون رو بفروشن و منطقه ی بهتری خونه داشته باشن
دوم اینکه اگه خانواده دخالتی باشن عروس اولشون انقد باهاشون راحت زندگی نمی کرد منظورمم اینه که یا تا حالا مستقل شده بودند یا آثار نارضایتی رو تو چهرشون می دیدین
به نظر میاد حداقل متوسط ها رو داشته باشند .
بقیه ش هم به خودتون هم مربوط میشه و مهارت های زندگی و آداب معاشرت
شما در کل باید با خانواده همسرتون رفت و آمهایی رو داشته باشید با نهایت خوش رویی نمی گم هر روز
اما دو بار در سال که دعوتشون می کنید
بعید می دونم کسی بخواد به رفت و آمدهای شما و و ... گیر بده
هر چند که خودتون هم باید به این درک برسید که دوره مجردی تموم شده و رفیق بازی ها رو باید کم کنید و مهمونی هاتون با دوستان و ... کنترل شده تر باشه
شما نباید این همه شرایط ازدواج رو سخت تصور کنید اونم تو این اوضاع که کسی به خودش جرات داده یه زندگی رو شروع کنه با این همه مشکل اقتصادی که تو کشور هست
اگه کسی میاد از تجربه ناموفقش با مادر شوهرش میگه شما نباید اون رو در مورد خودتون هم تصور کنید شاید اون شخص مهارتهای لازم با تو ارتباط برقرار کردن با خانواده همسر رو نداشته
خیلی بیشتر دقت کنید و بخاطر مسایل کوچیک تصمیمهای بزرگ زندگیتون رو خراب نکنید
موفق باشید
علاقه مندی ها (Bookmarks)