درود
یه داستانی هست بیشتر جوکه سه نفر دکتر کشیش و مهندس رو میبرن اعدام کنن با گیوتین نوبت کشیش میشه تیغه تا نزدیک گردنش میاد ولی عمل نمیکنه،کشیشم میگه لطف خدا بوده چون مبلغش هستم. برای معلم هم همین اتفاق میوفته برمیگرده میگه لطف خدا شاملم شده چون معلم هستم و آموزش میدم. نفر آخر مهندس میره جلو میگه این ربطی به دین و خدا نداره دستگاه خرابه و درستش میکنه!! بعدش گردنش رو میزارن زیر تیغ و دستگاه کار میکنه گردنش قطع میشه![]()
دقیقا مثل خودت هم باهوشی هم زود متوجه میشی یا عکس العمل نشان میدهی که موضوعکش پیدا میکند یا اینکه خودخوری میکنی، الان نتیجه شده داری به آنها شباهت پیدا میکنی. راه حل
۱.سعی کن فاصله بگیری
۲. ببخشید اینو میگم اینجور مواقع کور و کر و لال باشه یادبدتر از اون بازهم ببخشید خودت را بزن به خول بود بقول دکتر هلاکویی کور و کر و لال و خر.بقول معروف علی چپ
۳. اولویت و تمرکزت روی زندگی مشترک خودت باشه وقتی بقول خودت شما داری شبیه آنها میشوی و ازشون تاثیر میگیرید دیگه وای به حال شوهرجان
۴.هر زندگی مشکل خودش را دارد حداقل بعد هفت سال زندگی مشترک متوجه شدم بهانه واسه جدایی همیشه هست مخوا وقتی که خودت هم دنبالش باشی بدتر ولی زندگی مشترک لذتبخشتره خیلی.تفاوت همیشه هست و خواهد بود خیلی کم اتفاق میوفتد که از بین بره مهم اینه که یاد بگیریم تفاوت ها ضعف های همدیگر را بپذیریم.
لطفا لطفا دیگه اسم منحوس طلاق را نبر حتی در خلوت
و در آخر خودت را مشغول کن کلاس هنری و ورزشی یه پیشنهاد ورزش کوهنوردی عاااااالیه مخصوصا آخر هفته دنبال دوست یا آشنا باش خیلی لذتبخشه مخصوصا روز تعطیلم هست!!! یکم بدجنس شدم ههههه










علاقه مندی ها (Bookmarks)