به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مهر 00 [ 15:26]
    تاریخ عضویت
    1396-2-13
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    5,144
    سطح
    45
    Points: 5,144, Level: 45
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 76 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام و ممنونم از همه دوستان
    آنیتا جان شما لطف دارید ...نوع نوشتن من بیشتر ناشی از گذر زمان و پختگی است که متاسفانه در چند سال اخیر با درد و تالم روحی همراه بوده ....امیدوارم که مشکل شما هم هر چه باشد هر چه زودتر حل بشه و آرامش به تمام و کمال زندگیتون برگرده ...از آرزوی قشنگی که برای من کردید هم متشکرم

    دوست گرامی خادم رضا
    می دونم که انتقام گرفتن در واقع نشان دهنده ضعف شخصیتی آدم هاست وقتی که مستاصل هستیم و نمی تونیم مشکلی رو حل کنیم ناچار به انتقام روی می آریم ....این حسی که من الان دارم فقط در همون محدوده یک احساس گذرا و ناپایدار باقی مونده ...گاهی من واقعا حس قهر و انتقام رو حس میکنم و گاهی هم نه ....با خودم فکر میکنم ماری از زندگیت لذت ببر روزها مثل برق میگذرند و ثانیه ها به عمرت سال ها اضافه می کنند و تو نباید درگیر چنین چالشی بشی که از پا در بیای» اما گاهی هم دست خودم نیست و هیچ جوره نمی تونم از لذت فکر کردن به انتقام بگذرم....امیدوارم خداوند مهزبان آرامش و امنیت رو یک بار دیگه به من هدیه بده

    آرام 10 عزیز
    من تا به حال سکوت کردم و صبوری ...تا به حال سعی کردم کمترین تنش در خونه باشه ....و آرامش نسبی برقرار باشه ...و همه این ها برای وجود دخترم بوده ....اگر من گذشت کردم ناشی از بزرگواری یا روح بزرگ من نبوده ...من خودم رو می شناسم ....فقط ناشی از این بود که نمی خواستم دخترم حس حقارت داشته باشه و می دونید که برای یه دختر چه قدر سخته که بفهمه که مادرش در نظر پدر بی ارزش و خوار شده ....بنابر این من گذشتم و صبر می کنم تا دخترم بزرگ بشه انقدر بزرگ که خودش بتونه مسائل رو تحلیل کنه ..اون وقت من می تونم تنها درباره خودم تصمیم بگیرم و حق با شماست من به هیچ وجه اجازه نمی دم که باعث سرافکندگی و شرمساری دخترم باشم
    .
    باز هم از همه شما ممنونم ....از خداوند بزرگ می خوام که نعمت آسایش و امنیت رو به همه هدیه بده ....تا قبل از این جریان من اصلا متوجه موهبتی که داشتم نبودم و الان گاهی با خودم فکر میکنم که اون وقت ها که همه چیز در یک آرامش نسبی بود ...وقت هایی که من از ته قلبم به همسرم عشق می ورزیدم و اطمینان داشتم ...چرا شکر گزار نبودم ؟/

  2. 3 کاربر از پست مفید ماری22 تشکرکرده اند .

    نیکیا (پنجشنبه 04 بهمن 97), میس بیوتی (سه شنبه 08 مرداد 98), بهاره جون (سه شنبه 02 بهمن 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.