سلام و ممنونم از همه دوستان
آنیتا جان شما لطف دارید ...نوع نوشتن من بیشتر ناشی از گذر زمان و پختگی است که متاسفانه در چند سال اخیر با درد و تالم روحی همراه بوده ....امیدوارم که مشکل شما هم هر چه باشد هر چه زودتر حل بشه و آرامش به تمام و کمال زندگیتون برگرده ...از آرزوی قشنگی که برای من کردید هم متشکرم
دوست گرامی خادم رضا
می دونم که انتقام گرفتن در واقع نشان دهنده ضعف شخصیتی آدم هاست وقتی که مستاصل هستیم و نمی تونیم مشکلی رو حل کنیم ناچار به انتقام روی می آریم ....این حسی که من الان دارم فقط در همون محدوده یک احساس گذرا و ناپایدار باقی مونده ...گاهی من واقعا حس قهر و انتقام رو حس میکنم و گاهی هم نه ....با خودم فکر میکنم ماری از زندگیت لذت ببر روزها مثل برق میگذرند و ثانیه ها به عمرت سال ها اضافه می کنند و تو نباید درگیر چنین چالشی بشی که از پا در بیای» اما گاهی هم دست خودم نیست و هیچ جوره نمی تونم از لذت فکر کردن به انتقام بگذرم....امیدوارم خداوند مهزبان آرامش و امنیت رو یک بار دیگه به من هدیه بده
آرام 10 عزیز
من تا به حال سکوت کردم و صبوری ...تا به حال سعی کردم کمترین تنش در خونه باشه ....و آرامش نسبی برقرار باشه ...و همه این ها برای وجود دخترم بوده ....اگر من گذشت کردم ناشی از بزرگواری یا روح بزرگ من نبوده ...من خودم رو می شناسم ....فقط ناشی از این بود که نمی خواستم دخترم حس حقارت داشته باشه و می دونید که برای یه دختر چه قدر سخته که بفهمه که مادرش در نظر پدر بی ارزش و خوار شده ....بنابر این من گذشتم و صبر می کنم تا دخترم بزرگ بشه انقدر بزرگ که خودش بتونه مسائل رو تحلیل کنه ..اون وقت من می تونم تنها درباره خودم تصمیم بگیرم و حق با شماست من به هیچ وجه اجازه نمی دم که باعث سرافکندگی و شرمساری دخترم باشم
.
باز هم از همه شما ممنونم ....از خداوند بزرگ می خوام که نعمت آسایش و امنیت رو به همه هدیه بده ....تا قبل از این جریان من اصلا متوجه موهبتی که داشتم نبودم و الان گاهی با خودم فکر میکنم که اون وقت ها که همه چیز در یک آرامش نسبی بود ...وقت هایی که من از ته قلبم به همسرم عشق می ورزیدم و اطمینان داشتم ...چرا شکر گزار نبودم ؟/









علاقه مندی ها (Bookmarks)