ممنونم از سمیراه و پرنیان عزیز. شاید میشه گفت دوران ناراحتی و غمم گذشته اگرچه این خبر ازدواج خیلی ناراحتم کرد اما فهمیدم این فرد بدردم نمیخورد و اون دختر قربانی بعد از من بود. زجر من روحیه ولی اون دختر هم زجر جسمی و هم زجر روحی ده برابرم خواهد کشید. این آدم هوسباز بود و خوب میدونم چقدر هوسش از عقلش جلو میزد. مطمئنم طلاق پایان زندگیشون هست مطمئنم . اینجا خب بهم لطف شد چون من اصلا توان طلاق رو نداشتم و دق میکردم.
اما یه ارثیه ی شوم از این فرد واسم بجا مونده که افسردگی و ناامیدیم هر بار تشدیدش میکنه . اگر حالم خوب باشه نه واگر حال روحیم خوب نباشه بسمتش میرم. نمیدونم باید چیکار کنم. بی خیال، ناامید و درمانده. با یه ارث شوم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)