همسرت به خانواده اش وابسته هست. تو ایران چیز عجیبی نیست. درصد بالایی از خانواده ها بچه هاشون رو وابسته بار میارن. مادرش هم احتمالا شخص کنترل گری هست. نه همسرت و نه خانواده اش رو نمیتونی تغییر بدی. یا باید وارد جنگ بشی که نتیجه خوبی برای زندگیت نداره یا با این مسئله کنار بیای.
اما نگاه خودت رو میتونی به این مسئله عوض کنی. همسرت رابطه خوبی با خانواده اش داره و از طرف اونا تقویت روحیه میشه. چی بهتر از این؟چه خوب که همسرت در چشم خانواده اش آدم ارزشمندی هست و چه خوب که با وجود وابستگی حاضر شده برای تحصیل ازشون دور بشه.
مادرشوهرت رو هم درک کن. به پسرش وابسته بوده. حالا پسرش هم ازدواج کرده و هم ازش دور شده. به اون حق بده که بیشتر از شما نگران از دست دادن عشق و علاقه پسرش باشه. این حس رو به پسرش هم منتقل میکنه. که خانمت میخواد ما رو از هم جدا کنه. ولی شما میتونین با رفتارتون حساسیت همسرت و مادرش رو کم کنین. یه موقع هایی خودت براشون عکس بفرست. مثلا عکس همسرت تو دفتر کار دانشگاه.
در مورد ماجرای پاک کن، منم خیلی وقتا این کار رو میکنم. مثلا عکس هدیه هایی که گرفتم رو موقع استفاده میفرستم. به نظرم هم یه جور تشکره و هم طرف مقابل رو تشویق میکنه که بازم از این کارا بکنه :)
حالا که از نظر جغرافیایی ازشون دور هستین، فرصت کافی دارین که به مرور یه خانواده مستقل بشین. وارد جنگ باهاشون هم نشو. تو محبت به همسرت هم رقابت نکن. خودت باش. هیچکس نمیتونه جای دیگری رو بگیره. نه شما جای خانواده همسرت و نه اونا جای شما رو.








علاقه مندی ها (Bookmarks)