سلام دوست عزیز
داداش من ، اول به من بگو از کدوم دانشگاه فارغ التحصیل شدی ؟ من اگه جای یکی از استادای تو بودم ، حداقل دو سه ترم میفرستادمت دنبال نخود سیاه با این وضعیت املا !
خب کی بهت گفته پسر بدی هستی ؟! نحوه حرف زدن و صحبت کردنت داره داد میزنه که بسیار آدم صاف و ساده ای هستی . بهت نمیخوره اهل تهران و حومه باشی !
ببین جناب مهندس شما الان به سنی رسیدی که دیگه ما نباید بهت بگیم . هر اشتباه و خطایی ، تاوانی در پی خواهد داشت که باید به وسیله شخص شما پرداخت بشه ! ( نسیه هم داده نمیشود ، حتی به جنابعالی ) ... شما خواسته یا نا خواسته ، از روی صداقت یا عدم صداقت ، به عمد یا به سهو ، اصلا به هر دلیلی که خودت میدونی ، مرتکب خطا و اشتباه شدی . طبیعت هم وقتی مجازات میکنه گوش به فرمان بهونه های شما ننشسته که بگی تو رو به خدا ، تو رو به حضرت عباس. متوجه شدی چی شد عزیز ؟!
خودت رو بذار جای اون دختر خانم ! اگه کسی با تو همین رفتار رو داشت ، چه برخوردی از خودت نشون میدادی ؟! شما رو گذاشته روی سرش و کلی حلوا حلواتون کرده ، بعد شما پشت پا زدی به همه چیز ! کارت بیش تر از اینی که فکر میکنی بیخ پیدا کرده !! مخصوصا وقتی به شخصیت و غرور طرف لطمه و صدمات ( شاید جبران ناپذیری ) وارد شده باشد .
حالا میخوام دعوتت کنم که از یه زاویه دلخراش تر به قضییه نگاه کنی . خیال کن این دختر خانم از اول هم توی ذهنش نظر مثبتی نسبت به شما نداشته و صرفا خواسته پا روی دلش (احساسش ) بذاره و با عقلش شما رو بررسی کنه و شما از این امتحان هم سرخورده و یه وری بیرون اومدی !! یعنی شما توی هر دو تا آزمون منطق و احساس شکست رو تجربه کردید !
با توجه به بادی که از جبهه مخالف می وزد ، یه جورایی میشه تخمین زد که این احتمال به واقعیت نزدیک تره . یعنی ایشون با هیچ منطقی به شما گرایش ندارد !
دو تا راه ساده بر سر راه شما وجود دارد . اول اینکه قید این خانم رو بزنی و بچسبی به زندگی خودت ( خیلی عقب افتادی ) و دوم اینکه خودتو دخیل ببندی ، به در خونشون و اصرار پشت اصرار ، التماس پشت التماس تا شاید خدا خواست و گشایشی افتاد توی کارت و دلشون به رحم اومد !
اگه از من میپرسی ( که نمیپرسی !!!)، با توجه به اینکه همه زورت رو زدی و راه به جایی نبرد ، این مرتبه روش اول رو پیگیری کن ! اما برای رسیدن به این مهم چیکار باید بکنی ؟!!! اول اینکه همه اون خرت و پرتای مربوط به اون رو از دور و اطرافت جمع کن و شوتینگ زباله . دوم اینکه شماره ، پروفایل ، عکس ، ویس و ... رو شیفت دلیلت کن . سوم اینکه یه باشگاه اسم بنویس ، سرت گرم بشه . چهارم ذهنت رو از ازدواج واسه دو سه سالی منحرف کنی تا کار ندادی دست خودت . پنجم اینکه بدون دختر بهتر از ایشون زیاده ، البته نمیدونم منتظر شما هست یا نه ! ( شوخی میکنم ، حتما هست ) . شیشم همینا دیگه . آها یادم اومد ! موزیک گوش نکن ، فیلم ایرانی هم کمتر ببین . کلا دور و بر این سلبریتیا نچرخ که هر چی میکشیم از دست همیناست ! ... پس سعی کن این دختر خانم رو فراموش کنی و اصلا به خودت تلقین نکن که خیلی سخته و نمیتونی ! بر عکس خیلی هم ساده و راحته .
راستی تو تا الان کجا بودی که تو سن ۳۰ سالگی زدی تو فاز عشق و عاشقی ؟! از شما بعیده به خدا ! دیگه باید به اون درجه از بلوغ رسیده باشی ، که بتونی خوب رو از بد تشخیص بدی . این حرکات انتحاری معمولا خوراک پسر بچه های ۱۸ تا ۲۲ سالس . پسره هنوز سر ده تومن پول تو جیبی بیشتر ، کلی با پدرش چونه میزنه ، بعد به محض ورود به دانشگاه تریپ عاشقی برمیداره بالاتر از شخص جناب مجنون ( البته دور از جون خودم ! )
دیگه همینا !!! بی وقفه موفق باشی . یا علی . گود بای








علاقه مندی ها (Bookmarks)