آقای تهرانی چند روز بعد از صحبتم باهاش اومد گفت میخواد مشورت بگیره
و گفت به نظرت این خانمو چیکار کنیم ؟ ( ارغوان رو )
گفت نمیدونه اخراجش کنه بهتره یا بمونه
و منم هر چی به ذهنم میرسید درسته و باید بگم گفتم
نهایتا چند تا پیشنهاد به مدیرمون دادم که عملی کردن و استقبال کردن ( اینکه این خانم یکسری دسترسی ها رو از دست دادن ، یکسری قوانین کاری براشون تعریف شد و.. )
الان چه اتفاقی افتاده ؟
الان حدودا 2الی 3 هفته ازین صحبتا میگذره
چند روز پیش میخواستم به مدیرم تماس بگیرم یکدستی بزنم و بهشون بگم آقای تهرانی من رفتم و فیلم دوربینها رو با مدیرای بالاتر در دفتر مرکزی نگاه کردیم
و به مدیرای بالاتری گفتم که شما موضوع دزدی رو میدونستید و نه به مدیرای بالاتری گزارش دادید و نه به من اطلاع دادید بلکه حتی نذاشتید ارغوان بیاد به من اعترافشو کنه .
گفتم بزار بدونه که چه تبعاتی داشت این کارای عجیب و غریبش اما چیزی نگفتم و سکوت کردم .
و حقیقتا اگر من الان برم به مدیرای بالاتریمون در دفتر مرکزی بگم چی شده هم ارغوان و هم آقای تهرانی اخراج میشن .
الان با رسیدن ماه رمضان شرکت میخواد تعدیل نیرو کنه
چه بهتر که یه نیروی نیمه وقت ( یعنی من ) رو تعدیل کنن
اما قبلا گفتم که چقدر این کار واسم مزیتها داره و مثل یه معجزه پیدا شد
نیمه وقت بودن - سبک بودن - محیط زنانه - نزدیک بودن -
از طرفی پدرم به شدت سخت گیرن و این برای من معضلی بود که هیچ جا نمیتونستم برم
اما حالا صبح زود که از خونه میام بیرون به پدرم میگم مثلا من میرم کلاس فلان و بعد هم سرکار و دیگه پدرم ریز نمیشه که دور هست نیست چرا میری چرا دم خونمون کلاس نمیری و..
یا مثلا میگم پدر بعد از سرکارم جایی کار دارم و دو ساعت دیرتر میرسم و بعدش میرم جاهایی که کار دارم یا دوست دارم و به کارای دیگرم هم بدون اینکه نیاز به توضیح جزئیات باشه میرسم .
اما اگر این کارو از دست بدم باید مثل بچه های مدرسه تمام وقت خونه بشینم و همه جا با پدرم برم و ازونجایی که پدرم سلیقه اش با من یکی نیست قطعا به مشکلاتی برمیخورم
پدرم هیچوقت نمیگه کجا برو کجا نرو بلکه نگران میشه و من نمیتونم بخاطر نگرانی و کنترل بیش از حدش جایی برم
و یکسری چیزای دیگه که توضیحش کمی سخت و طولانیه
اما موضوع اینه که اگه من برم به مدیرعامل یا مدیر منابع انسانی در دفتر مرکزی بگم قضیه رو میتونم کارمو حفظ کنم
چون دیگه نیاز نیست کسی رو تعدیل کنن بلکه یه نیرو کم شده و دیگه حتما به یه نیرو دارن
اما دلم نمیاد این کارو هم کنم
چون مطمئنم بعدش احساس خوشایندی نخواهم داشت
اصلا همین الا که اینا رو نوشتم تصمیم گرفتم نگم ولی دیگه اینهمه نوشتم اینم ارسال میکنم دیگه
امیدوارم خدا یه کار بهتر نصیبم کنه الهی آمین
- - - Updated - - -
هرچند نیازی به درآمدش ندارم ولی به موقعیتش واقعا نیازمندم









علاقه مندی ها (Bookmarks)