سلام.
قرار بود باشگاه بری چی شد؟
معمولا افراد از جایگاهشون راضی نیستن.
مثلا من الان به شدت شجاعت تورو تحسین میکنم که تنها مهاجرت کردی و تو کشور دیگه داری تنها زندگی میکنی.
اگه ذره ای از شجاعت تو رو داشتم، الان وضعیتم شاید 180 درجه فرق میکرد.
به نظرم برای تصمیم گیری عجله نکن، چند بار رفت و آمد کن، بیا یکم اوضاع جدید مملکت رو ببین، اون وقت انتخاب کن که کودوم طرف بمونی.
الان فقط خیلی خسته ای و دلتنگی داره بهت فشار میاره.
من جات باشم سعی میکنم این مدتی که مونده تا برگردی ایران، روی قدرت تصمیم گیریم کار کنم و نگران حرف خانواده و دوست و آشنا نباشم، از حضورت تو اون کشور استفاده کن و بیشتر برو و آنالیز کن شرایط اونجا رو.
خیلی دوستانه بهت توصیه میکنم کاری رو انجام بده که خوشحالت میکنه، برای تحصیل و کار و محل زندگیت و ..... اول از همه خوشحالی خودتو در نظر بگیر، دو روز دنیا، چرا باید تو موقعیتی باشی که دوسش نداری.
به نظرم با آدمایی که چند ساله اونور زندگی میکنن بیشتر مشورت کن تا آدمای این طرف (البته جسارت به دوستان نباشه، من خودمو دارم میگم) چون الان مردم تو موقعیت خیلی سختی از وضع مملکت دارن به سر میبرن، همه دوس دارن که یه راهی پیدا کنن که برن اون طرف و نمیتونن خیلی کمک کننده باشن و همه فقط میگن خارج خوبه و ...
یه چیزی رو تو زندگی تازگیا خوب فهمیدم، زندگی رو راحت بگیر، هدف داشته باش، برنامه ریزی بکن، تلاش بکن ولی برای به دست آوردن چیزی نجنگ، تبدیل به یه موضوع بزرگ و غیرقابل دسترس نکن.
زندگی تو شیراز رو دوست داری، دلت یه زندگی آروم میخواد، خب برگرد و زندگی کن، خودتو تحت فشار نزار، باید خسارت به دانشگاه بدی، فدای سرت بده، چی از آرامش و خوشحالی و سلامتی خودت مهمتره، اینجوری بخوای پیش بری و ناراحتی کنی، به مرور زمان روح و جسمت فرسوده میشه و یهو به خودت میای و میبینی که ای کاش به خاطر چنین چیزایی ناراحتی نمیکردی.
هرچقدم خواستی بیا غر بزن، بالاخره یه راه حلی پیدا میشه وسط غر زدنا.








علاقه مندی ها (Bookmarks)