به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 99 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1398-2-31
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حالا روز سی ام تولدم بود تا عصری که یه تبریک خشک و خالی هم نگفت عصری رفتم پیشش گفت چرا ناراحتی گفتم یه تبریک هم بهم نگفتی گفت مگه سی و یکم نیست گفتم خودتی بعد منفجر شد گفت خیلی پررویی مگه تو گفتی هشت سال برات تولد گرفتم اما تو هیچوقت نگردی حالا شاید دو بار تو این هشت سسال یادم نبوده باشه میگه هیچوقت گفتم من که هم تبریک گفتم کلی عذرخواهی هم کردم فقط یه تبریک از تو میخواستم گفتم تو برایه تبریک خشک و خالی هم چرتکه میندازی فقط به من ک میرسی میگی من و تو نداره اما خودت چطور حساب کتاب میکنی هولم د اد بهم فحش داد ده بار گفت دیدی پارسال برات چه تولدی گرفتم گفتم مگه چیکار کردی یع کیک نیم کیلویی و یه جفت کفش مامانم اینا رو گفت که مامانم خودش غذا درست کرد آورد خونمون منم گفتم من میرم سرکار زحمت میکشم قسط مبل ها رو میدم اما تو تو خونه ای بیکار زحمات منو نمیبینی گفت سرم منت نذار مراقب حرفات باش گفتم چطور تو سر یه تولد ده بار سرم منت گذاشتی بعدش هم وسایلش رو جمع کرد و رفت بیرون.حالا من همیشه ولنتاین براش گل میخرم هدیه میخرم اون که نمیخره میگم طوریی نیست من خودم دوست داشتم اما اون اینجوری میکنه روز مادر برا مامانا کادو میخره اما برا من هیچ حتی یه تبریک 8هم نمیگه بهش میگم میگه ببخشی دستم خالی بود میگم در حد مامانا میگه نه آخه اینا خب کمه فکر میکنم راضیت نمیکنه میگم عیبی نداره اما اون ببینید چیکار میکنه
    اصلا این چیزا باید از دل بیاد وقتی بده بستونه به چه درد میخوره
    تو رو خدا بجها کمکم کنید د یگه خسته شدم نمیدونم چیکار کنم هر رور دعوا ناراحتی حس میکنم دیگه این زندگی فایده نداره هیچ علاقه ای به من نداره بهش پیام دادم گفتم میخوای طلاق بدی منم حاضرم میام توافقی امضا میکنم مهریه هم نمیخوام اما قهر نکن بیا ببینم چیکار باید بکنم اگه نمیای خونه بگو تا منو بچها هم بریم خونه مامان اینا بهشون قضیه رو بگم سی بار زنگ زدم قطع کرد دخترم کلی پیام صوتی براش فرستاد تا بالاخره ساعت 10 شب اومد خونه گفتم بیا با هم حرف بزنیم نیومد نمیدونم چیکار کنم دلم برا بچهام میسوزه واقعا اینکه بهش گفتم چرا یه تبریک ساده بهم نگفتی باید این کارها رو میکرد
    ویرایش توسط roya6 : سه شنبه 31 اردیبهشت 98 در ساعت 11:14


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.