به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Hybrid View

  1. #1
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    سلام
    برای اینکه درک بهتری بتوانیم از موضوع ایجاد کنیم.
    به شما یک تکلیف ارائه می کنم سعی کن با دقت انجام دهی.
    ۱- درخصوص سه حالت کودک ،والد،بالغ،مطالعه کن.
    ۲_ بعداز مطالعه رفتار خود را در همین ماجرائی که برای ما گفتی آنالیز کن ومشخص کن کجاها کدامیک از این سه حالت بوده

    ۳_ هرجا رفتاری حالت والد یا کودک بوده رادرنظربگیر وشکل بالف آنرا بگو.یعنی ببین اگر می خواستی در آن موارد بالغانه رفتار میکردی باید چکار میکردی

    نتیجه را دقیق اینجا بیان کن

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 99 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1398-2-31
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خیلی ممنون خانم فکور .بله درسته من تاریخا اصلا یادم نمیمونه اگه به شوهرم گفتم چون اون همیشه یادش بوده و من تصور کردم اون میخواد تلافی کنه بخاطر همین اینقدر ناراحت شدم گفتم من که هزار بار عذر خواهی کرده بودم چرا آخرش میخواد تلافی کنه من اگه جای اون بودم اصلا این کار رو نمیکردم یا تهش میگفتم عزیزم تولدته مبارک باشه ببخشی یادم رفت بغلش میکردم اگه میخواست تلافی کنه باید عین رفتار خودم رو انجام میداد از ایتکه داره چرتکه میندازه و حساب و کتاب میکنه خیلی ناراحت شدم و بخاطر همین سرش منت گذاشتم چون اون ده بار گفت پارسال برات تولد گرفتم منم دیدم سرم منت میذاره گفتم بزار منم این کار رو بکنم در کل مشکلی که من دارم خیلی زود رنج و حساسه من نمیدونم با این زود رنجیش باید چکار کنم مثلا ما یکبار مهمونی دعوت بودیم ساعت یک و نیم بود هنوز اماده نشده بودیم به شوهرم گفتم تو باید بچه رو آماده کنی تا منم سریع آماده بشم باید من دستوری نبود خیلی بهش برخورد ناراحت شد که مگه وظیفه منه که میگی باید اماده کنی بچها رو من وظیفم نیسست و از این حرفا کلا اون روز تو مهمانی اوقاتش تلخ بود و همه بهش فهمیدن که این یه چیزیش هست مشکلی هم که هست اینه که وقتی از دستم ناراحت باشه و با هم حرفمون شده باشه کلا رفتارش با همه فامیل من سرد میشه و از چهرش همه چیز مشخصه

  3. کاربر روبرو از پست مفید roya6 تشکرکرده است .

    starface (سه شنبه 07 خرداد 98)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 99 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1398-2-31
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم فرشته مهربان از اینکه به تاپیک من سرد زدید خیلی خوشحالم و ممنون
    بله شما به نکته مهمی اشاره کردید فکر میکنم باید در این مورد مطالعه داشته باشم اما میشه بپرسم کجا باید مطالعه کنم اگه کتاب خاصی مد نظرتون هست ممنون میشم معرفی کنید
    من خیلی زیاد گریه میکنم با کوچکترین چیزی گریم میگیره و این اعصاب شوهرم رو بهم میریزه و انتقادی که شوهرم بهم میکنه اینه که میگه بع عنوان زن خیلی پرخاشگرم . البته شوهرم تو ناراحتی سکوت و کم محلی میکنه و تو خودش میره و من برعکس اینحالتش اعصابم رو بهم میریزه.در کل بخاطر زود رنجیش من اگه کوچکترین حرفی حتی با عزیزم بهش بگم ناراحت میشه میگه غر میزنی در صورتیی که من فقط یه چیززی رو به خوبی بیان کردم در کل دوست داره همشه شاد باشم اگه حس کنه یکم ناراحتم سریع بهم میریزه و تو خودش میره و تهش من باید بیخیال موضوع بشم و کوتاه بیام
    حقیقتش شوهر من تا چند سال اول بعد ازازدواج خیلی خوب بود ولی الان خیلی اخلاقش بد شده خودش یه جاهایی قبول داره میگه دیگه پیمونم پر شده تو پیمونم رو پر کردی باید یکی دو سال هیچی نگی خیلی خوب باشی تا من دوباره خالی بشم .لطفا بگین چیکار کنم بخدا خیلی خستم تو هفته دو تا سه بار رو عوا داریم اونم سر مسائل الکی همه بهم میگن خیلی شکسته شدی


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.