سلام خیلی ممنون فکور جان که همراهمی . اره من رو رفتارا خیلی حساسم چون خودم این چیزا رو خیلی رعایت میکنم اوایل زندگی این رفتارا خیلی زندگیمو خراب کرد خیلی بحث و جدل داشتم با شوهرم به خاطر رفتار خانوادش خیلی حرمتا بینمون ریخته شد الان شوهرم میگه دیگه ظرفیتم پر شده با کوچکترین حرفی به هم میریزه اما من خدا رو شکر سعی میکنم بهتر باشم در مورد این مساله هم به روی شوهرم نیاوردم .در مورد مادر شوهرم اتفاقا اهل بیرون رفتن و اینا هست اما فقط خواهر برادراش رو دوست داره شوهرم بارها گفته که مامان خواهر برادرهاشو بیشتر از ما دوست داره با اونا شاده همه جا میره با دوستای جلسه قرانش هم همش بگشتن اما با عروس خوب نیست ذهنیتش با عروس بده مثلا هیچوقت به ما نمیگه حتی اگه موقع شام هم باشه بمونید میگه یه وقت بگم بگن نه (عروس حرفم رو نگیره ) به خاطر همین هیچوقت نمیگه .در مورد رفتار اونها اگه اون مامان من رو واسه عقد دعوت میکرد و مامانم نمیرفت اول اینکه دیگه واسه عروسی دعوتشون نمیکرد دوم اینکه به من چند بار با ناراحتی میگفت که مامانت اینا نیومدن سوم اینکه اگه مامانم اینا رو میدید باهاشون خیلی سرد برخورد میکرد و جواب سلامشون رو به زور میداد.
واگرنه اکر میدیدم که اهل رفت و امد نیستن یا اجتماعی نیستن که میگفتم خب اخلافشون اینجوریه مادر شوهرم حتی مغازه دارا رو هم به اسم صدا میزنه یعنی میخوام بگم که کلا با هر کی که بخواد خوب میجوشه هزار تا دوست و رفیق داره با تور همه جا میره اما همیشه عید خانواده من زنگ میزنن سال نو رو تبریک میگن یا عید دیدنی میرن خونشو ن اما اونا هیچوقت جواب پس ندادن مامانم بابام میگن بزرگترن وظیفمونه (اما خب از اون طرف هم میگن چرا مادر شوهرت نیومد و از این حرفا). مادر شوهرم حتی نوهاش هم مریض باشن بد جور هم هیچ کدومشون نمیان عیادت سر بزنن فقط زنگ میزنن حالی میپرسن کلا تا رسما دعوتشون نکنم اونم چند بار نمیان حتی بازدید عید رو هم پس نمیدن امسال هم چون هنوز واسه ناهار دعوتشون نکردم نیومدن .خلاصه از دست این مادر شوهر من خیلی حرص خوردم از اینکه همش احترام میذارم ولی حتی انتظار کوچکترین احترامی هم نباید داشته باشم تازه همیشه طلبکارن ما بدهکار اذیتم .منو خانوادم خیلی احترام میذاریم به خدا حقم این نبود.میگه بچه اگه بد بود باید عین دندون لق کشید و انداخت دور اما بچه خواهر برادر اگه بد بود نه اونها عزیزن کاریش نمیشه کرد باید مدارا کرد . با اینک ه خیلی بچهای خوبی داره خیلی بهش احترام میذارن تو بهش نمیگن که نکنه بعهش بربخوره اینقدر که هوای مادرشون رو دارن و به فکرشن یک هزارم هوای باباشون رو ندارن مادر شوهر من با شوهرش هم بده اگه ببیننه اول به اون سلام میکنیم بهش برمیخوره
ممنون میشم اگه مجددراهنماییم کنید و نظرتون رو یگین که چجوری رفتار کنم که هم خودم ناراحت نباشم هم مادر شوهر مغرور وحساسم بتونم کنار بیام








علاقه مندی ها (Bookmarks)