به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مهر 01 [ 02:09]
    تاریخ عضویت
    1395-4-23
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    8,211
    سطح
    61
    Points: 8,211, Level: 61
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 239
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 417 در 195 پست

    Rep Power
    53
    Array
    رویا جان

    من قبل از ازدواجم با الگوهای ذهنی خودم و عرف جامعه فکر میکردم اگه به مادرشوهرم احترام بزارم، اونم با من مشکلی نخواهد داشت، اما اشتباه میکردم. چون به واقعیت ها توجه نداشتم. واقعیت دنیای اطراف ما اینه که هرکی یه مدلی فکر و عمل میکنه. مثلا مادرهمسرم اصلا خونه بچه هاش نمیره. از نظر ایشون، میخوان تو زندگی بچه ها دخالت نکنن. از نظر من، نمیخوان خودشون رو درگیر دردسر و مشکلات بچه ها کنن.

    تو هم نظرت در مورد عروس و عروس داری با مادرشوهرت خیلی متفاوته. حرف اینه که باید این تفاوت ها رو بپذیری. وقتی مادرشوهرت نمیخواد با خانواده عروسش ارتباط داشته باشه، اینهمه اصرار چه فایده ای داره؟ از پدر و مادرت بخواه که تا حدی که انتظار توقع ندارن، به مادرهمسرت احترام بزارن.

    سعی کن تو ارتباطت با مادرهمسرت، مصلحت زندگیت رو در نظر بگیری.

    ایده آل این بود که مادرشوهرت دعوت عروسی رو میپذیرفت و اونجا هم برای نگهداری بچه ها بهت کمک میکرد. ولی این مادرشوهر که شما میگی اگه میومد عروسی ده تا ایراد هم میگرفت و تا چند وقت حرف و حدیث داشتی. پس بهتر که نیومد. اصلا بهتر که کلا دعوت هم نشه.
    ایده آل این بود که مادرشوهر مدام به نوه ها سر میزد و بهشون عشق و محبت میداد. اما احتمالا مادرشوهر شما اگه زیاد دور نوه هاش باشه افکار و رفتار مثبتی بهشون یاد نمیده و تو تربیت شما هم حتما دخالت میکنه. پس بهتر که نمیاد خونه تون.
    خوشحال باش که مادرشوهرت درگیر تور گردشی و دوستاشه. فعلا کاری به کار شما نداره. وگرنه برای هر سفری باید تحت دستور و نظر ایشون عمل میکردی.
    خلاصه اینکه ارتباطت با مادرشوهرت رو بر اساس واقعیت های موجود تنظیم کن. کم کم اتوماتیک وار نسبت به رفتارهاشون بی حس میشی.

    در مورد شوهرت هم، یه مدت اگه ببینه تو در مقابل رفتارهای خانوادش منطقی رفتار میکنی، اونم باور میکنه بدی از سمت شما وجود نداره. یکم وظیفه شما هم سنگین میشه. چون شما اون حمایت و توجه رو از خانواده خودت میگیری. باید همسرت رو بیشتر درک کنی. انتظار نداشته باش همونجور که پدر و مادر شما خواسته هاتون رو براورده میکنن. همسرتون هم بتونه از مادرش این خواسته ها رو طلب کنه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید بهاره جون تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (جمعه 24 خرداد 98)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 99 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1398-2-31
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنون بهارجون که راهنماییم میکنی. منم مثل شما فکر میکردم .هیچوقت فکر نمیکردم با خانواده شو هر م مشکل داشته باشم موقع ازدواج به هر کی میگفتم 4 تا خواهر شوهر دارم مگفت خدا به دادت برسه اما خودم میگفتم چه ایرادی داره من با کسی مشکل ندارم سرم تو زندگی خودمه اما خیلی اشتباه فکر میکردم در مورد خانواده شوهر همه چیز فرق میکنه


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.