سلام دوست عزیز
من در شرایط مشابه شما بودم و حس می کنم می تونم درکت کنم
گذر زمان خودش یک دارو هست
حال بدت رو بپذیر و به خودت حق بده که پریشون باشی
چرا سعی داری فراموشش کنی؟!
بپذیر که فعلا در شرایطی هستی که نمی تونی فراموشش کنی
لازم نیست از حال بدت فرار کنی
آهنگ شاد بگذاری تا خوب بشی
همین حالت رو همین طور که هست حس کن
چشماتو ببند . نفس عمیق بکش و خودت رو با تمام احوالاتت مشاهده کن
عصبانیت و رنجشت رو از طرف مقابل ببین
به خودت حق بده درونت الان پر از رنجش باشه
وجود این احساسات بعد از جدایی طبیعیه پس نه نگران باش چرا هست و نه بخواه که زود ازشون خلاص بشی
و کتابی که خیلی واسه خودم خوب بود رو بهت معرفی می کنم
" معجزه شکرگزاری " نوشته راندا برن
فایل پی دی افش رایگان توی نت هست
با تمرینات روزانه اش خیلی حالت خوب میشه
مثلا اینکه الان که به اون طرف فکر می کنی ذهنت پر از منفی های رابطه تون و به قول خودت نامردی هاشه
خب هر موقع اینها به ذهنت اومد به خودت بگو درسته این کار ها رو کرد اما ما لحظات خوبی هم با هم داشتیم
بعد اون لحاظات خوب رو به یادت بیار و به خاطر اونها توی ذهنت از اون طرف تشکرو سپاسگذاری کن
افکار منفی مثل یه اژدها میمونه که آرامشت رو میخوره
اول بپذیر که این چنین اژدهایی الان هست و سعی نکن باهاش بجنگی
دوم با مرور خاطرات خوب و انجام تمرینات سپاسگزاری کتاب اونقدر به این اژدها کم محلی کن که بزاره بره
وقتی بره باز وجودت پر از آرامش میشه









علاقه مندی ها (Bookmarks)