باسلام به همه.خصوصا محمد۸۹
خیلی اتفاقی با بحث برخورد کردم
دوستان نتیجه گیری هایی کردن و راهنمایی هایی بر اساس اون نتایج
ولی برای من چند ابهام در نوشته های محمد۸۹ بود که به نظرم باید قبل از اظهارنظر مشخص بشه:
۱. یک اشاره خیلی کوچیک به وسواس شده بود(در حد شستن وسیله ای که میخواد بره داخل یخچال). این وسواس تا چه حده؟ مثلا وقتی همسرتون از بیرون خونه میان و به قول شما کیفش یک طرفه، لباسهاشون یک طرف. وقتی میخوان اونها رو بردارن بعدش دستشون رو میشورن؟ اجازه جمع کردن لباسها رو به شما میدن؟ چون اگه ریشه شلختگی وسواس باشه کلا مبحث متفاوته
۲. منبع شلختگی در خونه پدری همسرتون کیه؟ مادرش یا پدرش؟ و طرف دیگه با این موضوع چطور کنار اومده؟ منبع شلختگی چه جایگاهی برای همسرتون داره؟ فقط ولی ایشونه یا مرشد و الگو؟
۳. گفتید همسرتون تک فرزنده. پس یادتون باشه شما اولین و متاسفانه آخرین کسی هستید که به نحوه زندگی اونها (که از نظر خودشان درسته) ایراد میگیرید. چقدر اشکالات شما رو قبول دارند؟ بستگان دیگر اونها چطور هستند؟ بستگانشان از وضعیت زندگی اونها خبر دارن؟
۴. یکی از دوستان به زیبایی گفتن:《اگه انسان تغییر را ضرورت ندونه تغییر نمی کنه》 حالا سوال اینه: چه وقت شخص تغییر رو ضرورت میبینه؟ وقتی از وضع موجود ناراضی باشه و نتیجه حاصل از وضع موجود رو ناگوار ارزیابی کنه
همسر شما چقدر از وضع موجود ناراضیه؟ از دست دادن شما براشون ناگوارتره یا تغییر دادن عادتهای غلط اون هم بعد از سالها که قطعا سختیهای فراوانی داره؟
باز هم ببخشید که اینطوری سوال مطرح کردم. به نظرم این مجهولات خیلی در پاسخ ماثر هستند
موفق و پیروز باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)