سلام
چقدر خوبه که برای رشد و بهبود زندگی تون دارید تلاش میکنید. حضورتون در این تالار هم در راستای همون تلاشتون هست.
اولین چیز و مهمترین شخصی که میتونه به شما کمک کنه، خود شما هستین. تکرار میکتم خود شما.
چه تو شغل فعلی و یا شغل مورد علاقتون، اگر مواردی که در شخصیت شما هست رفع نشه، باز هم وضعیت همینه.
مثل شخصی که پاش درد میکنه و نمیتونه از پله های خونه شون بره بالا، میگه برم خونم رو عوض کنم شاید پاهام خوب بشه.
میزان تاثیر طبقات خونه بسیار کمتر از معالجه درد پای شما هست. ممکنه با دو تا فیزیوتراپی ساده مشکل شما حل بشه و نیاز به تعویض خونه نباشه.
من به عنوان خواننده که متن های شما رو خوندم، مواجه شدم با کلی فعل منفی متل نمیشه، نمیتوانم، نمی خواهم و غیره.
بحث های پزشکی و روانپزشکی رو من نمیتونم نظری بدم. ولی به نظرم اولین قدم این که شما افسرده نباشید.
یعنی چی؟ یعنی تا یه مدت حداقل به طور زبانی به خودتون نگید من یک افسرده ام.
این قدم اول رو یک مدت تمرین کنید،
سپس برای شاد زیستن و شاد بودن، نیاز نیست از الگو های شادی آور دیگران مثل دوست و یا پارک بهره ببرید. شما میتونید بسته به علایق خودتون، تجربه های شادی آوری رو داشته باشید که در دسترستون هست. مثلا، به نقاشی علاقه دارید و پارک رفتن، شما در ابتدا با توجه به شرایط خودتون نقاشی کردن رو انتخاب کنید، چون در دسترس شما هست.
قدم سوم اینه که با انجام کار های کوچک که تا قبل از این انجام نمیدادین، برای خودتون ایجاد انگیزه کیند، مثلا کفش واکس زدن، مثلا آشپری کردم، خرید نان و ....
به مرور این کار ها رو سخت ترش کنید، البته خیلی با دقت.
قدم چهارم اینه که خودتون رو دوست بدارید، وقتی خودتون و هر آنچه که هستید رو دوست داشته باشید، دیگه از شکست های زندگی بی انگیزه نمیشید، چون میگید من تمام تلاشم رو انجام دادم، اگر نتیجه نداد، خوب من همینم دیگه، فدای سرم،
قدم پنجم اینه که معنویت خودتون رو تقویت کنید ( بحثش مفصل و بسیار مفید فایده)
قدم های بعدی رو اگر عمری باقی بود، نظرم رو میام میگم









علاقه مندی ها (Bookmarks)