RE: اختلاف با همسر برسر حجاب
سلام آبی آرام
چقدر جالبه! من الان می تونم وضعیت و حال نامزدتون رو درک کنم چون منهم همین مشکل رو با نامزدم دارم
از من میخواد لباس بپوشم لباسی که یه سایز بزرگ تر از سایزه منه از گردن به پایینم معلوم نباشه چه رنگ پوستم چه برجستگی های بدنم همیشه بهم میگه به خاطر خودت بهت میگم و مثل شما هزار تا آیه و حدیث برام میاره که اینجوری که من میگم درسته
من با حرفهاش مشکلی ندارم ولی بعضی چیزها واقعا از عهده من خارجه
من نمی تونم لباسی رو بپوشم که از سرشونم آویزونه بعضی وقتا که باهاش میرم خرید واقعا کلافه میشم توی مغازه ها همه لباسها آستین کوتاه تنگ و بدن نما هستن این واقعا برای من عذاب دهنده هست که نامزدم اینها رو میبینه میبینه که تمام فک و فامیل خودش و خودم همه لباساشون توی یه تیپه و از من می خواد جوری بپوشم که با مثل بقیه نباشم ذات حرفش درسته ولی فکر این رو هم باید بکنه که ما داریم توی اجتماع زندگی میکنیم منم که متلکهای دیگرون من جمله مادر خودش رو میشنوم نه او
من برای این مشکل تا حدی تونستم راه حلی پیدا کنم فکر کنم شاید به درد شما هم بخوره
برای زیر مانتو از این بلوزهای یقه سه سانتی خریدم که به هیچ وجه گردنم معلوم نشه (برای موی سر نامزدتون هم می تونید یه سری هدبند که طرح ها و رنگهای مختلفی داره بخرید) قبل از خرید ازشون می پرسم که دقیقا چی می خوایم بخریم و این مثلا مانتو چی جوری باشه وقتی میرم توی مغازه برای خرید اول از ایشون می پرسم که آیا این مانتو رو بپوشم یا نه این حرف من رو به حساب توی سری خور بودنم نذارید بذارید به حساب تشنج خیلی زیاد اونقدر موقع خرید اذیت میشم که به ندرت میرم خرید وقتی موضوع خرید برای منه بهش میگم خودت برو بخر و تقریبا یه دو ماهیه که وضعیتم اینه و خودشون یه روز سر تمام باید وقت بذارن که یه بلوز برام بخرن که اون رو هم وقتی تن میکنم می بینه که یه ایرادی داره
برای لباس توی خونه همیشه دامن تن میکنم و روسری یا شال هم به سر دارم فقط میمونه بلوز که اگه می خواید به حرفاتون اعتراض نکنه این یه دونه رو بذارید به سلیقه ایشون هرچند من در مورد همین بلوز هم باید نظر نامزدم رو اعمال بکنم
بذارید یه واقعیتی رو هم بهتون بگم من الان واقعا ساکتم و چیزی نمی گم ولی هر بار که خواهرش بد می پوشه یا جاریم بد میپوشه تو دلم از نامزدم بدم میاد چون میگم من با خواهرت چه فرقی دارم اگه من ناموستم اونم ناموسته اگه من زنتم اونم خواهرته شاید توی یه مقام نباشید ولی ارزشهامون با هم فرقی نداره من تمامیه اونچیزایی که نامزدم خواسته انجام میدم ولی ته دلم از اون رضایت ندارم به همین خاطر هیچ وقت دلگرم به این زندگی اونجوری که باید باشم نیستم
من آدم بد حجابی نیستم خیلی خیلی محجبه تر از ادمای دورو برم هستم (حتی خواهرم و خواهرش) روز اول به من گفت خیلی چیزها رو می خوام رعایت کنی منهم قبول کردم نه اینکه دروغ بگم نه واقعا قبول کردم حتی قبول نکردم چادر بپوشم من فقط توی مراسم عزاداری چادر سر میکنم دروغ نگفتم ولی او خواسته هاش رو درست به من نگفت گفت می خوام بدنت معلوم نباشه ولی نگفت از آرنج به پایینت نباید معلوم باشه حتی موقع ظف شستن
اون اشتباه گفت من محکوم به دروغگویی شدم
به نامزدت نگو دروغگو که شاید شما بلد نبودی خواسته ات رو تفهیم کنی
نگو بی اهمیته چون شاید شما دارید حساسیت بیجا نشون میدید
نگو توی قرآن و احادیث اینجوری گفته که توی همین قرآن و احادیث گفته امر به معروف و نهی از منکر جزای هر گناهی رو خود صاحب گناه میده و هر کسی رو توی گور خودش میذارن
خودتون رو عالم به اجتهاد نشون ندید که شاید اون عالم به علم ربانی باشه
این حرفهایی که همیشه در مقابل خواسته های نامزدم توی دلم گفتم و همین حرفهاست که باعث شده علاقه ام به او هر روز کمتر بشه و حالا خودم رو روی یه صفحه شترنج ببینم نه روی زمین خدا
hypocrite
boredom sets into the boring mind
علاقه مندی ها (Bookmarks)