سلام
خیلی ممنون از توجه دوستان عزیز.
مساله دیگری رو مطرح میکنم.
من پیش از ازدواج معتقد بودم میشه با چندین جلسه صحبت رودررو به خیلی از زوایای شخصیتی یک نفر پی برد. به همین خاطر هم کتابهای مختلفی در زمینه ازدواج خونده بودم و کلی سوال نوشته بودم که در جلسات خواستگاری مطرح میکردم. انصافا الان که نگاه میکنم سوالهای بدی هم نبودن. اما مساله اینجاست که خیلی از چیزها رو با سوال نمیشه فهمید. حتی اگر طرف مقابل بنایی بر پنهانکاری هم ندشته باشه. دلیلش هم همون چیزیه که پیشتر عرض کردم. خودشناسی ناقص.
من هیچ ارتباطی هم با هیچ دختری پیش از ازدواج نداشتم. معتقد بودم که خواستگاری باید کاملا سنتی باشه به این شکل که از طرف خانواده ها مطرح بشه بعد جلسه رسمی باشه. و اما بعد از اون حتی تا ۵ یا ۶ جلسه یا حتی بیشتر هم گفتگوی دوطرفه باشه. الان فکر میکنم این جلسات بد نیستن اما اصلا کافی نیستن. یک مساله خیلی مهم خانواده های طرفینه. فرهنگ خانواده ها تا حدی در جلساتی بیشتر دیده میشه که جمعی باشه نه فقط دو نفره.
و چیزی که الان بهش معتقدم اینه که لازمه دو طرف مدتی رو با هم ارتباط داشته باشن. هر چند که میدونم شاید خیلی ها مخالف باشن. میدونم که میگن وابستگی میاره و من هم موافقم که وابستگی ایجاد میشه. و البته میگن توی این روابط صرفا احساسات حاکمه و هیچ شناخت بیشتری بدست نمیاد. شاید همه اینها هم درست باشه. اما من الان احساس میکنم شیوه ازدواج سنتی واقعا کارایی نداره. نمیخوام مجردها رو تشویق بکنم که روابط خارج از چارچوب داشته باشن اما به نظرم باید به این مساله فکر کنن. خیلی از همین ازدواجهای سنتی بعد از مدتی نتیجه اش طلاقه. شاید ازدواجهای مدرن هم به طلاق برسه و من آماری از هیچ کدام به تفکیک ندارم. اما چیزی که میفهمم اینه که در جامعه ای که کیفیت زندگی اهمیت پیدا کرده و صرفا هر باهم بودنی بعد از ازدواج به هر قیمت دیگه مثل گذشته ارزشمند نیست باید به دنبال راه حلهای واقع بینانه تر بود. اونهایی که مقید هستن میتونن با اجازه خانواده ها محرم بشن (چیزی که عملا در دوران نامزدی اتفاق می افته) اما همه چیز رو تمام شده ندونن. صرفا یه دوره ازمایشی باشه براشون. این صرفا یه پیشنهاده. چیزی که من میگم اینه که به این مساله فکر کنید.
شاید مشاور هم کمککنه البته اگر مشاور به دردبخور پیدا کنید.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)