به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 آبان 02 [ 04:04]
    تاریخ عضویت
    1394-2-27
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    7,636
    سطح
    58
    Points: 7,636, Level: 58
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 53 در 36 پست

    Rep Power
    24
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آویژه نمایش پست ها
    سلام. چه خوب که اینطور فکر می‌کنی. به نظر من تمام ترس‌هات در واقع حاصل یک تفکر منطقی‌ست و اتفاقا باید بچه‌دار شدن دلیل داشته باشی، نه بچه‌دار نشدن.
    تمام چیزهایی که نوشتی درسته، بچه باعث می‌شه چارچوب زندگی کامل متحول بشه، اولویت‌های آدم و در نتیجه برنامه‌های زندگی تغییر اساسی می‌کنه. مسئولیتی دائمی رو متوجه شخص خواهد کرد. نوع رابطه شما و همسرت رو تغییر می‌ده، نیاز به افزایش قدرت صبر و تحمل داره و خیلی چیزهای دیگه که خودت هم حتما در موردش فکر کردی. همراه این تغییرات، یک سری پیشامدهای شیرین و عمیق رو تجربه خواهی کرد و در مقابل رنج‌های عمیق هم خواهی برد. همین موضوع برای یچه‌ای که به دنیا میاد هم هست، اون هم مقداری از زندگی لذت می‌بره و مقداری هم رنج. کسایی که بچه‌دار شدن رو تبلیغ می‌کنند اغلب تاکیدشون روی اتفاقات شیرین زندگی‌ست و یا مزایایی که از بچه‌دار شدن ( ممکنه!) به دست بیاد. مثل اینکه کسی در پیری دستگیر شما باشه، که البته این مدل مزیت‌ها رو می‌شه به سادگی جایگزین براش پیدا کرد.

    من اون سمتی ایستادم که به نظرم بچه آوردن، اخلاقی نیست، چرا که به معنای تحمیل یک رشته از رنج‌ها، به عزیزترین موجوده. دلایل دیگری هم هست. در نتیجه می‌فهممت و به نظرم می‌رسه برای شما و همسر گرامی هم کم و بیش، همین نگاه هست و اگر درست حدس زده باشم، این تاپیک رو برای این شروع کردی که دلیل درونی برای بچه‌دار شدن نداری، بلکه رویکردی خارج از خودت ( جامعه، خانواده و ...) شما رو داره به اون سمت هل می‌ده. با این هُلِش! می‌تونی مقابله کنی، گرچه مسیر سخت و پر پیچ و تابی‌ست.
    سلام.چه خوبه که کسی متوجه منظورم شد.دقیقا من

    مشکلم همینه.از نظر اعتقادی وجود بچه رو نمیفهمم

    درست عاشق بچه ها هستم وبه شدت نگرانشون ولی

    همین باعث میشه نتونم هضم کنم چرا یه موجودی رو

    به دنیا وارد کنم که معلوم نیست چه زجرهایی رو باید

    بکشه.من بچه خواهر وبرادر زیاد دارم وخیلی بهشون

    علاقه دارم.وهر وقت اتفاقی براشون بیوفته به این

    فکر میکنم که من تاب وتحمل این رو ندارم که به یه

    موجود به این کوچیکی اسیبی وارد بشه.وقتی راجع

    به بچه های خانواده من سراسر نگرانی میشم بچه

    خودم که فکر کنم بمیرم.

    چند روزی خواهرم بیمارستان بود وپیرمرد وپیرزنهای

    زیادی دیدم که تنها امده بودن ومجبور بودن از هم

    تو اون سن مراقبت کنن و گاهن بچه ها به دلایل

    مشغله های خودشون نمیتونستن بیان پیششون

    ما که از این نسل هستیم پدر ومادرها رو تنها میذاریم

    ایا فرزندان اینده میتونن از ما مراقبت کنن.پس این

    دلیل رو هم نمیتونم قبول کنم که بچه دار بشم.

    دچار یه تضاد شدیدی شدم که برام سخت شده

    تصمیم بگیرم.

    بچه دار شدن رو اصلا منطقی نمیبینم چه از دید فلسفی

    چه فیزیکی.

  2. کاربر روبرو از پست مفید mlika2 تشکرکرده است .

    زن ایرانی (سه شنبه 16 مهر 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.