به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 47

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آذر 98 [ 10:00]
    تاریخ عضویت
    1395-7-04
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    5,613
    سطح
    48
    Points: 5,613, Level: 48
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 70.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    426

    تشکرشده 287 در 117 پست

    Rep Power
    39
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر شاد 69 نمایش پست ها
    ممنون خانوم مهندس...
    آره میدونم 29 سالگی دیر نیست، اتفاقاً خودم برای اطرافیانم، همیشه چند نفرو مثال دارم که بزنم که تو سن 30 و بالاتر ازدواج کردن و الان زندگی خوبی دارن و ....
    منظورم اینه من با این قضیه اوکی هستم، این بقیه هستن که اذیتم میکنن، انگار مسابقه هست و من باختم!
    سلام. راستش مطالبی که دوس داشتم برات تایپ کنم اونقدر زیاده که نمیشه همه رو یه جا گفت. ولی سعی کردم بهت سر نخ بدم که خودت دنبالشو بگیری و بری بیشتر مطالعه کنی. من خودم با مطالعه به همه اینا رسیدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر شاد 69 نمایش پست ها
    والا کارایی که من کردم تو این سال‌ها اولش این بود که خودمو به ثبات شخصیتی رسوندم، یه علت ازدواج نکردنم تو سن پایین‌تر همین بود که هنوز خودم نمیدونستم چی میخوام و چی به چیه.
    در مورد روابط و ازدواج و .... مطالعه کردم.
    معیارهای خودمو مشخص کردم.
    خلاصه سعی کردم از لحاظ شخصیتی رشد و پیشرفت داشته باشم، بعضی وقتا جا زدم ولی الان خیلی خیلی از خودم راضی هستم.
    آفرین. همه این کارایی که کردی لازم بودن، اما کافی نیستن! از نظر فردی، خب مثل همینایی که خودت گفتی یکی اینکه خودتو خوب بشناسی، دوم اینکه معیاراتو مشخص کنی و برای خودت تعیین کنی چه پسری با چه ویژگی های ظاهری و باطنی و خونوادگی میتونه راضیت کنه. اینا مسائل شخصی هستن و از یه فرد به فرد دیگه متفاوتن و فقط خود فرده که تعیینشون میکنه.
    اما میمونه مسائل دیگه مثل ظاهر و رفتار. ببینید دختری که آماده ازدواجه، آمادگیش رو توی تمام جنبه های زندگیش نشون میده. مثلا تصور کنید دختر خانومی هر روز که از خواب پا میشه اول میره جلوی آیینه موهاشو مرتب میکنه، به پوستش رسیدگی میکنه، اگر اصلاح نیاز داره انجام میده، اگر قراره بره بیرون یه آرایش خیییلی ملایم و ملیح در حدی که شاداب نشونش بده میکنه. بعد با یه لبخند قشنگ به اعضای خونه صبح بخیر میگه، تو مرتب و تمیز نگه داشتن خونه و تزیین و هنرمندی همیشه فعاله، جوری که خونه با بودنش رنگ و بوی دیگه ای داره! لباساش همیشه مرتب، اتو کشیده و خوشبوه و هر چند رنگای شاد میپوشه، اما خیلیم موقر و متینه و اصلا جلف نیست، توی لباساش المانای کمی زنونه به چشم میخوره، مثل کفشای ظریف با یه کم پاشنه، دامن، مانتو های بلند و خانومانه و... اتاقش و تخت خوابش مرتبه و همیشه پر از رنگای دخترونه مثل صورتی و قرمز، خلاصه ظاهر خودش و محیط زندگیش داد میزنه که این دختر پر از لطافت و زنانگیه! با همه با خوشرویی صحبت میکنه و کاراشو با ملاحظه و حوصله انجام میده، بیرون که میره نه اونقدر اخمو و جدیه که بقیه ازش بترسن نه اونقدر هرهر و کرکر میکنه که همه چپ چپ نگاش کنن. عوضش چهرش یه طراوت و ملاحتی داره و لبخندشم متانت داره.
    حالا یه دختر خانوم دیگه، صبح پا میشه با چشای پف کرده و موهای ژولیده یه آبی به صورتش میزنه میاد. پشت لبش و موهای بینیش سیخ سیخ زده بیرون اما حوصله نداره، تو خونه هر کی باهاش روبرو میشه میگه اه اه... بس که بدعنق و اخمو و حوله سر بره، موهاش چربه و به زور هفته ای یه بار دوش میگیره، میره بیرون یا با آرایش خودشو خفه میکنه و شبیه دلقک میکنه خودشو یا نامرتب و ژولیده میره بیرون. لباساش چروک و نامرتبه همیشه، ناخوناش همیشه تا به تاس، اتاقش بازار شامه! توی کمدش سوار با اسبش گم میشه! همیشه لباسای زمخت و کت و کلفت میپوشه و فرق زیادی با لباسای مردا نداره از نظر مدل، بیرون یا اونقدر بداخلاق و اخموه که با یه من عسل نشه خوردش یا اونقدر قهقهه میزنه که زبون کوچیکشو همه یه بار دیدن! پوستش پر جوش و کرک و منافذ بازه، دهنش و بدنش بد بوه، کلا رنگای افسرده و بی روح میپوشه یا اینکه رنگای جیغ و جلف! اصلا نمیدونه آشپزی رو با کدوم ز مینویسن، خلاصه از زنانگی بویی نبرده!

    قطعا دختر اولی از هفت فرسخی داد میزنه که من زن زندگیم! اما دختر دومی نه. خیلی از دخترا بیشتر ویژگیای دختر اولی رو دارن، اما همش رو نه. برای بالا بردن شانس ازدواج خوبتون، سعی کنید زنانگیتون رو بیشتر و تو زمینه های متعدد تقویت کنید. چون قطعا پسرای خوب با ویژگیای مردونه، دنبال دخترای خوب با زنانگی بالا میگردن.
    مورد بعدی دیده شدنه! متاسفانه الان محیط سالمی که دختر و پسر بتونن همدیگه رو ببینن خییییلی کمه! رو فضای مجازی هم نمیشه حساب کرد. به خاطر گرونی دورهمی ها و مهمونیای خونوادگی و فامیلی هم رو به صفر میره، پس خود دیده شدن یه مساله ست که باید حل شه. سعی کن دامنه ارتباطات و دوستی هاتو هر چی میتونی بیشتر کنی، البته با آدم حسابیا! توی کلاسا، دوره ها و همایشای مختلف شرکت کن. جمعای زنونه رو هم اصلا دست کم نگیر! خیلی وقتا خانوما میتونن معرفای قابل اعتمادی باشن. سعی کن با آدما بتونی قشنگ ارتباط برقرار کنی حتی اگر درونگرایی یاد بگیر و تمرین کن دوست پیدا کنی. با خانومای متاهل هم بیشتر نشست و برخاست کن چون معمولا متاهلا معرفای بهتری هستن و هم اینکه ازشون تاثیر بگیری و تعهد و زنانگی تو وجودت پررنگ تر شه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر شاد 69 نمایش پست ها
    هدف هم دارم و خیلی دنبالش هستم و براش تلاش میکنم ولی بازم کلی وقت اضافه میارم تو روز و بیشترین چیزی که کلافم کرده این ساعت‌های اضافی هست، میگم حداقل اگه ازدواج کرده بودم، چهار تا کار خونه بر عهدم بود و با انجام دادنش از بیکاری در میومدم و احساس بهتری داشتم.
    خوش به حالت! من کلا همیشه وقت کم میارم! خب فعالیتاتو بیشتر کن، مثلا فیلم ببین، کتاب بخون، هدفای بیشتری بذار، تو کارای خونه کمک کن و یه مسئولتی چیزی به عهده بگیر، یه هنر جدید یاد بگیر، با دوستات وقت بگذرون، تو که وقت آزاد داری هزااااار تا کار هست که میشه انجام داد!
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر شاد 69 نمایش پست ها
    راستش من اصلاااا به خانوادم حق نمیدم که یه آدمی رو به دنیا بیارن و در نهایت سر مجرد بودنش همچین برخوردهایی داشته باشن.
    شما چه حق بدی چه ندی همینه که هست. فقط میتونی از سمت خودت تلاش کنی باهاشون ارتباطتو بهتر کنی. در ضمن فکر نکن بقیه مشکلی ندارن. منم با پدر و مادرم هزار تا اختلاف نظر دارم و تو یه زمینه هایی اصلا بهشون حق نمیدم ولی کاری نمیشه کرد غیر از مدارا. در ضمن فکر نکن پدر و مادرا آدمای مقدسی هستن که عاری از خطا و اشتباهن، نخیر اونام مثل بقیه انسانن و ممکنه کلی خطا و اشتباه و نادونی داشته باشن. بعدشم هیچ کس جز خود آدم مسئول زندگی آدم نیست، حتی پدر و مادر. پس از نقش قربانی بیرون بیا و مسئولیت زندگیتو تمام و کمال به عهده بگیر! نجات دهنده در آینه است! در ضمن مطمئن باش الان اونا یه جور دیگه دارن فکر میکنن مثلا میترسن این همه سال زحمتشون برای بزرگ کردن شما هدر رفته باشه و شما دختر مسئولیت پذیر و مستقلی نشده باشید و نتونید برای آیندتون برنامه داشته باشید و بعدها وبال گردنشون بشید نه عصای دستشون! نمیگم فکرشون درسته ولی خب اونام درست یا غلط دغدغه های خودشونو دارن. پس قضاوت ممنوع! فقط تلاش کن تو باهاشون راه بیای و بهتر کنی رابطه رو.
    ویرایش توسط خانم مهندس : یکشنبه 14 مهر 98 در ساعت 16:14

  2. 3 کاربر از پست مفید خانم مهندس تشکرکرده اند .

    zolal (یکشنبه 21 مهر 98), دختر شاد 69 (یکشنبه 14 مهر 98), رنگین (یکشنبه 14 مهر 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.