ببینیدآقای رامتین ازدواج برای فقط یه دسته از خانم ها خوشاینده یه دسته هم مثه بنده از ازدواج نه فراری بلکه هراس دارن .منم الان هیچ کمبودی ندارم نازمم میکشن هر وقت بخوام میام هروقت بخوام میرم در قبال رفتارم با دیگران نیاز به توضیح ندارم نیاز نیست طوری رفتار کنم که باب دل همسر وخانواده همسرمم باشه یا به خاطر بیرون رفتن ومهمونی رفتن از همسرم اجازه بگیرم یا در مورد طرز رفتاروهزار چیز دیگه به خودم زحمت بدم ومسولیت همسرداری و بچه داری و کار خونه و بیرون رو به جان بخرم خلاصه فقط خودمم وخودمم . این منطقیه که بگم چون مشکلی ندارم دیگه تا مجبور نشم ازدواج نمیکنم .نه اصلا درست نیست مگه این زندگی و نیرو وانرژی جوونی تا کی برام باقی خواهد ماند روزی میرسه که احساس تنهایی خواهم کرد و دیگه خیلی از مواردی که جوونیم برام خوشایند بود دیگه شیرین نیست .چرا چون ازدواج یه نیازه برای کامل شدن برای بزرگ شدن برای خانم شدن آقا شدن. بچه دار شدن هم شیرینه و وقت و انرژی گذاشتن براش ارزشمنده که بتونی موجودی بر گرفته از وجود خودت به بهترین وجه پرورش بدی و بعد ثمره اون رو ببینی باید طوری زندگی کرد که مثه یه باغبون که میوه ها ثمره زحمتاشن ماهم از زندگی ثمره ای داشته باشیم و این ثمره دادن در کنار تشکیل خانواده شکل میگیره .انسان از اونجایی که دارای میل به جاودانه بودنه تشکیل خانواده میده که با داشتن فرزند و ادامه نسل به این شکل این میل رو در خودش به کمال و تکامل برسونه ....نمیدونم دیگه چی بگم یعنی حرف زیاد دارم ولی.........![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)