یکی از پیامهای همدردی برای من برخورد اصولی تر وبهتر با مشکلات خودم ودیگران توی زندگی واقعی بود و اینکه تا وقتی کاملا مطمئن نشوم راه حل مساله ای را میدانم در موردش حرف نزنم اینطوری هم خودم آزامش دارم هم مشکل بدتر نمیشه . ُآسان گرفتن زندگی شاید نصف مشکلات رو حل کند.
ترکیب درست منطق و احساس به مهارت دائمی نیاز داره ، اگر یک مدت تصمیمات آسیب زای احساسی دوری کردیم دلیل نمیشه فکر کنیم بیمه شده ایم ،باز هم نیاز به مراقبه داریم زیرا قضاوتهای احساسی خیلی نامحسوس میتواند وارد برداشت ها و تصمیمات ما بشود. درسی که همزمان از همدردی و تمرین در زندگی یاد گرفتم اززش اطلاعات بود هر چه اطلاعات در مورد یک مساله یا یک فرد بیشتر باشد تصمیات ما بهتر و احساسات ما واقعی تر خواهد بود.
گاهی هر چقدر تلاش کنیم در آن لحظه تصمیم گرفتن ، اطلاعی در دست نداریم که راه درست چیست اما ناچاریم همان لحظه تصمیم بگیزیم این مواقع معمولا یک شک در مورد تصمیم درست و غلط به سراغ ما می آید(اینجا همان زمانهایی است که شاید بعضی از مردم به سمت استخاره میروند) در زمان این نوع شکها تجریه من انتخاب تصمیمی بوده که احتیاط آون بیشتر بوده . معمولا از تصمیمات محتاطانه پشیمان نمیشویم.
و درنهایت هدف ما از حل مشکلات گاه و بیگاه زندگی آرامش و بازگرداندن لذت طبیعی زندگی است. در تارو پود زندگی عشقی غیر قابل بیان اما آرام و پیوسته نهفته است . از جلوه های همین عشقه که باعث میشه آدمها از مهربان بودن، بخشیدن همدیگه و کارهای زیبا لذت ببرند.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)