
نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
با سلام
شناخت برای ازدواج نیاز به یک قواعد و معیارها و شرایطی دارد تا بهتر نتیجه بخش باشد.
مثلا:
1 - فرایند هیجانی نسبت به عقلانی حاکم نباشد.
2 - فرهنگ و بافت دو خانواده و محیط علاوه بر خود افراد مورد توجه قرار گیرد.
3 - درگیری طرفین با خانواده خودشان بر سر انتخاب و همچنین درگیری با خانواده فرد مقابل قبل از ازدواج پیش نیاید.
4 - شناخت معیارهایی مثل مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری، شخصیت ، روابط خانواده ها، اوقات فراغت، تقسیم وظایف، میزان نقش زن و شوهر در زندگی و مسائل مذهبی ، اقتصادی، سیاسی و هنجارهای اجتماعی ، بسیار مورد توجه قرار گیرد و تصور نشود محبت و جذابیت می تواند جای اینها را بگیرد.
5 - ازدواج و انتخاب مسیر رسمی و شفاف و آشکار هست و نباید با مخفی کاری و قول و قرارهای بی پشتوانه پیش رفت.
6 - تمرکز افراطی روی این نباشد که از میلیاردها انتخاب فقط و فقط یک نفر توانایی خوشبخت کردن ما را دارد و اگر نشد بیجاره ایم!!!
و دهها یا صدها مورد دیگر....
در واقع اینگونه مسائل هست که خیلی کمک می کند که انتخاب همسر بهتر صورت گیرد.
حالا بحث سنتی یا ارتباط دختر و پسر در قالب معیارهای بالا قابل بحث هست.
بسیاری از ازدواج ها که سنتی به نظر می رسد ، ممکن است معیارهای بالا را نقض کند. پس میتواند آسیب زا باشد.
و ازدواجهای به سبک ارتباطی هست که معیارهای بالا مد نظر قرار می گیرد و شناخت همسر به خوبی انجام می گیرد.
اما زمینه لغزش و اشتباه و عدم توجه به همه مهارتهای اساسی انتخاب همسر، در حال حاضر متاسفانه در ارتباطهای دختر و پسر بسیار دیده می شود. و علت اینست که در این بستر انگیزش های غیر ازدواج به بهانه ازدواج وارد می شود. در حالیکه در ازدواج سنتی معمولا نیت ازدواج ثبات دارد و کسی برای فریب یک دختر کمتر خواستگاری سنتی می کند.
به نظرم این صورت مسئله که سنتی بهتر هست یا رابطه دختر و پسری باید تغییر کند؟!
و سئوال شود انتخاب همسری که معیارهای اساسی شناخت در آن کمتر دیده شود و متمرکز بر جذابیت باشد؛ بهتر هست، یا آنها که معیارهای را شناخته و دقیق اقدام می کنند؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)