راستش اینکه گفتید زنان زیادی در جامعه هستن که از خانم مد نظر من بسیار بهتر هستن، حرف درستی نبود. شاید اگر حرفتون درست بود منم اینقدر حساس نبودم. من قبلا با دو تا خانم 175 دیگه هم دوست بودم که اونها هم زیبا بودن و حتی یکیشون واقعا مانکن بود(یعنی شغلش بود). ولی به نظرم این خانوم هم از اونا زیبا تر و هم جذاب تره و کلا توی چشم تر هست.
من کلا در یک زمانی (فاصله سنی 16 تا 22 سال) خیلی دوست دختر داشتم. و خیلی هم سختگیر بودم و اکثرشون دخترای خوشگلی بودن. دلیل موفقیتمم این بود که خودمم خوشتیپ و قد بلند بودم و موقعیت اجتماعیمم خوب بود. ولی خب من هدفم از دوستی ازدواج بود و دیدم توی اون سن هیچکس حمایت نمیکنه(نه جامعه و نه خانواده) و این دوستی ها هیچکدوم اخرش ازدواج نمیشه، پس ول کردم کلا و تا امروز دیگه سلام و علیک ساده هم با دحترا نداشتم تا شغل و بقیه چیزایی که لازمه رو خودم بتونم فراهم کنم. (البته وضع بابام هم خوبه. ولی مادرم معتقد بود باید خودشون به دست بیارن هرچی میخوان و نمیذاشت واسه ما خرج اضافی بکنه).
اینارو گفتم که بگم دختر ندیده نیستم و این اولین دختری نیس که دیده باشم و الکی رویا بافی کنم. اتفاقا خیلی ادم سختگیری هستم و هر روزم بدتر میشم. و این دختر با وجود همه ی شرایط فوق به دلم نشسته. و جالبه که شاید اولین دختری باشه که درباره اش چنین فکری کردم و نگران این موضوع شدم. شایدم چون پیر شدم دیگه زیادی حساس شدم.
اما سوالات شما:
سوالات 1و 2 : من اصلا ادم دعوایی به معنی عام نیستم. اتفاقا از دعوا فراری و گریزانم و نمیخوام اصلا کوچکترین درگیری لفظی هم با کسی پیدا کنم. ولی بازم اصل قضیه مال دوران دبیرستان و شاید اوایل لیسانس هست. اون زمان و بخاطر حال و هوای اون سن و سال بدم نمیومد بزن بهادر باشم. قد و هیکلمم خوب بود و بقول بچه ها جواب میداد. اونموقع مثلا اگر یکی از پشت همش چراغ میداد و یا بوق میزد شیشه رو میدادم پایین و با دست اشاره میکردم بزن بغل ببینم. ولی الان اصلا اینطوری نیستم چون یکبار زدم دندون یکی شکست و کار داشت به بازداشتگاه و پرونده و ... میرسید. منم اصلا حوصله ی این ماجرا هارو ندارم و اخرش مجبور شدم با عدرخواهی و ... تمومش کنم هرچند حق با من بود کاملا و خود مامور پلیسم که اومده بود میگفت شکایت کنی رای به نفع تو میشه. ولی کلا شخصیتمم این نیست و بیشتر ادای لات بازی درمیاوردم تا اینکه بخوام واقعا لات باشم.
( یه مثال خوب اگر سریال مانکن رو دیده باشید. اونزمان شبیه دوست کاوه بودم. ولی الان بیشتر شبیه خود کاوه شدم و فقط اگر خیلی قضیه مهمی پیش بیاد شاید درگیر بشم. شبیه همون اتفاق که واسه کاوه افتاد و الکی الکی یکی رو زد کشت!!! منم دقیقا از همین میترسم).
البته میدونم این چیزا برای هر دختری پیش میاد و یه دختر چادری خیلی ساده هم ممکنه روزی چنتا تیکه بشنوه. ولی اصلا خودمم نمیفهمم چرا روی این دختره اینقدر حساس شدم.
3- تجربه به من یاد داده انتظاری از کسی نداشته باشم. البته اینکه بگم انتظاری ندارم هم دروغه و پس چرا دارم ازدواج میکنم؟
ولی من یه ادم بسیار زیاد بصری هستم. اما خداروشکر در کنارش ادم بسیاز "تک پر" یا متعهدی هم هستم. اصلا اهل چنتا دلبر داشتن و اینها نیستم و حتی اون زمانم که زیاد دوست دختر دشتم هیچکدومش همزمان با هم نبود.
پس درواقع من همین که از نظر بصری از کسی خوشم بیاد شاید 80 درصد انتظاراتم براورده شدن. بعدشم همونطور که بالا گفتم وارد توقعات جزیی نمیشم. چون میدونم اگر بخوام جزیی تر فکر کنم اصلا پیدا نمیشه چیزی که ادم میخواد. پس به همون "انسانیت" کلی طرف اتکا میکنم و اینم 10-15 درصدش. 5 درصد هم میذارم واسه سلیقه. یعنی مثلا از دختر شل و وارفته و قوز کرده و خجالتی خوشم نمیاد. بیشتر دوست دارم دختر شاد و شیطون و شاخ باشه! که این خانوم هست و شاید اول مجذوب همین خصوصیاتش شدم. حالا اینکه رنگ اتاق هارو قرمز میکنه یا ابی اصلا برای من مهم نیست. یا اینکه بقول فیلمها غذای نونی دوس داره یا غذای برنجی. ولی مثلا برام مهمه غذای سالم بخوریم. تا جاییکه میشه غذای اماده و نیمه اماده و این اتاشغالا رو مصرف نکنیم.
کلا یه چیز متعادل دیگه. وگرنه بخوام بنویسم خودش کتاب میشه(و به دام همون جزیی نگری که بالا گفتم میفتیم). ادمی که متعادل باشه میشه سر هرچیزی باهاش توافق کرد. از ارتباطش با خانوادش و دوستاش و خانواده ی من و جامعه و شغل و اهداف اینده و تعداد بچه و تربیتشون و .... بالاخره یک چیزی اون کوتاه میاد 2 تا چیز من کوتاه میام!! و یه توافقی میکنیم. مهم اینه طرف "ادم" باشه و پای توافقش وایسه. و البته "اهل توافق" باشه بطور کلی. که من حس میکنم این دختر هست. خودشم دانشجو ارشد یک رشته و دانشگاه تاپ هست. منم همینطور. درواقع من دارم ارشد دومم رو بخاطر مسائل کاری اونجا میگیرم و چون این خانم ارشدش با اون ارشد اول من یکی هست روی پایان نامه اش کمک میکنم بهش. هرچند موضوعش برای خودمم جذابه و حوزه کاری خودمم هست.










علاقه مندی ها (Bookmarks)